این یه کوچ اجباریه

این یه کوچ اجباریه....

 

حتما خیلی ها این جمله  با لهجه ی شیرین اهوازی ر ا در خاطره هایشان ثبت کرده اند...

این یه کوچ اجباریه... این کوچ اسمش، مرگ است. چه بخواهی چه نخواهی، این شتر می خوابد بر در خانه ات.

اگر بگویند: شما یک سفر برنده شده اید، سفر به زیباترین نقطه ی جهان اما زمان حرکت مشخص نیست و آماده باشید که هرموقع گفتیم عازم حرکت شوید.

 

وای که چقدر شبیه مردن است.به ما گفته اند مرگ شما را در می یابند و به دیده دریافته ایم که مرگ همه را درمی یابد نه سن می شناسد و نه مسئولیت را می نگرد نه ....

هر زمان که زمانش شود و تقدیرمان با اراده الله بگوید به سراغمان بیاید ....

اما چقدر به آن اهمیت داده ایم ، آیا به اندازه ی غذا خوردنمان به آن توجه کرده
ایم؟آنقدر که گرسنمان می شود می فهمیم باید چیزی بخوریم!توجه کرده ایم که انسان فانی هستیم و مرگ ما را احاطه می کند؟

پس اگر اهل حساب باشیم، حق مردم را ادا کرده باشیم: مظلوم کشی نکرده باشیم،غیبت، تهمت، بدحجابی، انفاق، زکات و حق خدا را پایمال نکنیم : اهل نماز، روزه و...باشیم. اهل استغفار، اهل شکر باشیم ؛ حسابمان راحتتر می شود.

آن زمانی که میاید تا جانمان را بگیرد، تصور کنید!!!!

اگر اعمالمان را به رنگ خدا زده باشیم، او را زیبا می بینیم! اما اگر اعمالمان را
شیطان امضا کرده باشد، دیدن رویش از جان دادن سخت تر می شود...

 

جان دادن را که نگوووووووووووووووو.... هرچقدر سخت تر جان دهی، برزخ و قیامت بهتری داری چون سبب ریزش برخی از گناهان می شود...من ترجیح می دهم جان کندن سختی داشته باشم تا به خاطر گناهانم تا همیشه در سختی باشم....

 

اگر فشار قبر را بگذرانیم و سوالات نکیر ومنکر را... خدایا! زبانمان را درمقابلشان
گویا گردان!

می رویم برزخ...

بد به حالمان اگر زنانی باشیم  از امت پیغمبر
که موهای سرمان را به نامحرم نشان دهیم....وگرنه از موی سر آویزان می شویم و
مغز سرمان می جوشد...

 

از
زبانمان آویزانمان می کنند آتش حمیم در گلویمان می ریزند.... اگر شوهرانمان را آزار
دهیم....

 

نکند
با آرایش بیرون رویم و خود را به نامحرمان نشان دهیم که ... گوشت بدنمان را می
خوریم و آتش از زیرپاهایمان زبانه می کشد...

 

اگر
زناکار باشیم ... وای بر ما ... ما را در گودال آتش می افکنند و مغز سرمان از بینی
بیرون می زند و بدنمان از جزام و برص قطعه قطعه می شود ... وای بر ما...

 

نکند
واسطه گر بین زن و مرد به صورت حرام باشیم... که 
مستحق سوختن صورت و بدنمان می شویم و امعاء و احشای بدنمان را می خوریم...

 

دارای سر خوک و بدن الاغ با هزاران هزار عذاب ....

برای کسانی است که سخن چین و دروغگو
باشند ..

 

 

وای
بر ظالمان... ملعون است ظالم ... ظالم چه بد جایگاهی دارد .. قلم برای بیانش جوهرش
خشک می شود... حرارت آتش به قدری است که خورشید در مقابلش کم می آورد ...دود سیاه
که آتش در لابه لای آن مخفی شده است جایگاهشان را می پوشاند ... و از عذابشان
کاسته نمی شود بل افزایش می یابد ...

 

حال
اگر کمک کننده به ظالم هم باشی .. جایگاهت بهتر از ظالمان نیست... امام حسن علیه السلام در ارشاد القلوب ص76 می فرماید:هرکس به بقای حاکم جور دعا کند ، مثل کسی است که دوست داشته باشد خداوند را معصیت کند ...

 

شکم هایمان بزرگ می شود به نحوی که قادر به حرکت نخواهیم بود و بارش آتش صبح و شب بر ما ادامه دارد .... اگر و تنها اگر ربا خوار باشیم و تجارت پول با پول را حلال بدانیم ...

 

اگر
زناکار باشیم و در گناهمان اصرار ورزیم ... بوی تعفن و کثافتی از کیلومترها به
مشام می رسد .. این بوی قبیح .... با حرارت و شدت بسیار بیرون می جهد ... جهنمیان
از این بو بیشتر از آتش جهنم معذب می شوند ... وای بر ما ... این تعفن را به خورد
شراب خواران می دهند ... ای وای ....

 

در
تابوت هایی که با میخ های آهنین از هر شش طرف احاطه شده قرار می گیریم و آنگاه بر
سر آنها می کوبند تا در لابه لای این میخ های فشرده در تابوت جای بگیریم.... وای
بر لواط کاران و همجنس بازان ...

 

اگر
در مقابلمان دو نوع طعام باشد ، یک نوع طعام فاسد و کثیف و گندیده و یک نوع معطر و
لذیذ و ما ... از طعام فاسد و کثیف و ندیده خوردیم ... حرام خوار بوده ایم ...

 

عیب جویی و هرزه زبان ... پس بچش این عذاب را .. دهانی مانند شتر که گوشت بدنشان را قیچی کرده و در دهانشان می گذارند ..

 

آتش را در دهانمان می گذارند و از مقعدهایمان بیرون می آید ...

مال یتیم خورده ایم ..

 

رشوه خواران و رشوه گیرنده هستی ...

اینان آتش می خوری و از دهان و نشیمن گاهشان می
سوزی و از شدت سوزش فریاد می زنی....

 

منافقی
... جایگاهت اسفل السافلین است ... بدترین جایگاه ...

اما
بی نماز از منافق بدتر است ... پس ...

 

آه!
اما اگر این کارها را کرده ای ... راه برگشتی هست .... امید به خالقی داریم که
تواب است و رحیم ....

و
می توانی با توبه نصوح وارد جایگاه مومنان شوی ... جایگاهی که زبان از گفتن زیبایی
هایش قاصر است ...

 

 

احوال برزخیان از بحارالانوار ج 8 ص 309 روایت 75 باب 24 و

با الهام از کتاب سفر به عالم برزخ از آقای علیرضا اسداللهی فرد گرفته شذه است .

/ 10 نظر / 13 بازدید
منتظر

مَثَل او در میان دل ها، مَثَل کعبه است و دل بی کعبه را دل مگو که گِل است. اللهم عجل لولیک الفرج.

تسنیم

سلام فقط همینقدر می بینم که وقتی کسی اونهم از نوع جوونش ناگهان و ناغافل از دنیا می ره تا چند روز گیجیم و ناراحت و می گیم چقدر مرگ به ما نزدیکه و ما غافلیم... اما بعد از یک هفته روز از نو روزی از نو!! همچین چسبیدیم به این دنیا که فراموش کردیم زندگی ابدی جای دیگه است!

ز-سجادی جون

سلام زهرا جان خوبی خانوم؟راستش از تریبون شما برای تبلیغ میخوام استفاده کنم آجازه هست آیا؟

ز-سجادی جون

همین که شما نفست حقه کافیه عزیزم...میخواستم در مورد کارگاههای مستندسازی که داره موسسه بنیاد اندیشه متمایز برگزار میکنه بگم...تو 7جلسه برگزار میشه که البته 2جلسه ش برگزار شده...هر جلسه یه استاد داره که سه تا از اساتید آقایان فراستی,امیر خانی و سهیل کریمی هستن...هرکسی که دوست داره توی این کلاسا شرکت کنه بره سایت بنیاد اندیشه متمایز یا اینکه همینجا اعلام کنه تا من شماره تلفن بهش بدم البته با اجازه صاب وبلاگ و دوباره البته به سایت سر بزنین بهتره فک میکنم...این کارگاههارو یه عده جوون مذهبی و کسانی که دغدغه انقلاب دارن راه انداختن همین دیگه....دست گلت درد نکنه عروس خانم...راستی تهرانی؟چرا خونه ما نمیای پس؟!!با دوست جونات بیا(حمی و فاطمه رو میگم)

باران

سلام خدا قوت به سنگر من هم بیا گرچه یه ذره اینجا ترسوندیم التماس دعا ... التماس دعای فرج

رها

سلام چطوری خوش میگذره از حمیرا چه خبر

کوچه

سلام زیبا بود ممنون [گل]

جستجوگر

سلام زيبا بود اما اگه بخوايم درس بگيريم و به خودمون بيايم وگرنه خب ميترسه آدم... آدرس وبم يه تغيير جزئي كرده ممنون ميشم تو پيوندات درستش كني ممنون يا زهرا

سمیرا

بسمه تعالی آیه آیه همه جا عطر جنان می آید وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید جبرئیلی که به آیات خدا مأنوس است بشنود مدح تو را با هیجان می آید می رسی مثل مسیحا و به جسم کعبه با نفس های الهی تو جان می آید بسکه در هر نفست جاذبه‌ی توحیدی است ریگ هم در کف دستت به زبان می آید هر چه بت بود به صورت روی خاک افتاده‌ ست قبله‌ی عزت و ایمان به جهان می آید با قدوم تو برای همه‌ی اهل زمین از سماوات خدا برگ امان می آید نور توحیدی تو در همه جا پیچیده ست از فراسوی جهان عطر اذان می آید عرش معراج سماوات شده محرابت ملکوتی ست در این جلوه‌ی عالمتابت خاک از برکت تو مسجد رحمانی شد نور توحید به قلب بشر ارزانی شد خواست حق، جلوه کند روشنی توحیدش قلب پر مهر تو از روز ازل بانی شد ذکر لب های تو سرلوحه‌ی تسبیحات است عرش با نور نگاه تو چراغانی شد قول و افعال و صفاتت همه نور محض اند نورت آئینه‌ی آئین مسلمانی شد به سراپرده‌ی اعجا