راننده تاکسی غرق در دریای شیرین ارتباط با نامحرم

سوار تاکسی تلفنی شدم....راننده پسرک جوانی بود...
هنوز از منزل میزبان دور نشده بودیم که این پسرک به کسی زنگ زد...
صحبت ها آغاز شد...
تنها بودم و صدا را به وضوح میشنیدم...
با ذکر هم نتوانستم جلوی نشنیدن حرف هایشان را بگیرم... 
خوب انشاءالله زن و شوهرند...
اما نمی شود که از پدر دختر اینقدر بترسد و مطمئن شود مادر دختر گوشی را از او نگیرد و...
وای که از این فاصله تا این حد التماس های پسری را ندیده بودم...
و چه شیطان زینت داده بوداین ارتباط را و چه لذت بخشش کرده بود برایشان...از حالات پسرک می توانستی به خوبی دریابی این حال حرام را....
***********************************
من در گیر و دار بودم...
پسرک داستان ما، در حال شنا در دریای شیرین حرام است...
تذکر لسانی بدم...یا ندم...من یک زن تنهام و...
دیگه داشتم هم از دست افکارم و هم از طرز و محتوای صحبت های آن پسر دیوانه می شدم...
***********************************
گوشیمو درآوردم و مداحی میثم مطیعی را با صدای بلند پخش کردم.... پسرک قطع کرد چون صدا به صدا نمی رسید البته شاید...
خودش مداحی با صدای بلندتر گذاشت...
به مقصد رسیدیم و کرایه را دادم و وقتی پیاده شدم خیلی سعی کردم حرف نزنم اما نتونستم و گفتم:
ببخشید صداتون بلند بود و ناخودآگاه شنیدم و فقط اینو میگم،
" اگر بنده اید، هرکاری نکنید و اگر بنده نیستید، هر کاری که می خواید بکنید"
ایشون هم سرشو پایین انداخت و یک چشم گفت...اما واضح بود که هنوز هم مست است از شراب حرام ارتباط شیرین با نامحرم....
***********************************

/ 10 نظر / 13 بازدید
امین

با سلام و دعای خیر... بسیار خرسندم که توی این دنیای مجازی به وبلاگ بسیار زیبا و پربار شما برخوردم طیب الله انشالله که در راهتون ثابت قدم باشید همیشه به قول حضرت آقا:× بسیجی شدید مبارکه. اما بسیجی بمانید× خوشحال میشیم اگر به کلبه ما سربزنید. اگر با تبادل لینک موافقید لطفا اطلاع بدید. منتظرتون هستم در پناه حق.

گندم

خطا از من است ، می دانم … از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نعبد “ اما به دیگران هم دلسپرده ام از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین “ اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم … خدایا ؛؛ رهایم نکن ..... " آپم"

صاحب قلم

در کتاب « فضیلت های فراموش شده »داستانی شبیه این هست. مرحوم تربتی در کنار سفره شراب، به نماز می ایستد. رضوان الله علیه و بارک الله علیکم.

صاحب قلم

امام خمینی از آن کردار مرحوم تربتی تجلیل کرده اند. در همان کتاب « فضیلت های فراموش شده» هست.

samira

قالب وبلاگتون بسیااااااااار زیباست و متنهاتون بسیار تامل برانگیز افرین بر شما

محمد رضا

سلام مطالب عالی دارین اگه دوست داشتین به منم سر بزنین خوشهال می شیم نظرات راه گشای شمارو داشته باشیم 313blog.mihanblog.com

صاحب قلم

انتشار مقاله تان در ماهنامه قدر را به شما و همسر خوبتان تبریک می گویم.

صاحب قلم

باکوره تصویر زیبایی را به مناسبت این ایام به نمایش گذاشته. خوب است آن را در وبلاگتان بگذارید.

لیلا کلهر

سلام. خیلی جالب بود. هر بار که از نظر روحی بهم میریزم یه سری به وبلاگت میزنم و شارژ میشم. عزیز جان تمنا میکنم من رو هم از دعاهای نابت بهره مند کنی.

سارا

سلام از حال وهوای وبت فهمیدم میشه یک حس خوب رو که تازه پیدا کردم به توهم معرفی کنم حرفهای بی قاعدهwww.sabk-zendegi.comحتمابخونی