منتظر ظهورت هستیم................

 

زمان ما را فرا می خواند!

                                   نه شاید این ندا از جانب جهان است.............

باز چشمان جهان به ما دوخته شده!

 

و آیا ناامیدشان خواهیم کرد دشمنانمان را!

این بار حضورمان نه تنها برای عزت ایران

                                                   نه تنها برای خونهای ریخته شده این انقلاب

و نه برای دلهای مادران شهدا.............

                   این بار بیایید خود را به امام زمان (عج) نشان دهیم.

و بگوییم ما تا آخر خط هستیم هرجا که دشمنانت را ذلیل کند!

بگوییم آمادگی داریم منتقم خون جدش باشیم!

وغیرتمان به جوش آمده است از بس که وصف گونه های سیلی خورده ی مادرت را شنیدیم.....

با انتخاب اصلح نشان می دهیم:

منتظر ظهورت هستیم................

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دل شکسته

سلام خسته نباشی ولایی 1سوال:شما همه چیزو با خط کش ولایت میسنجید؟ این اگه باشه دیگه همه چی تمومید.[گل][گل][گل]

آرمان

سلام دقت بفرمایید... تعچب نفرمایید... خطاب من به "مردی از چنس بلوط"بود

مردی از جنس بلوط

خطاب به آرمان گرایان جناب آقای آرمان،مگر نمیدانی تنها مشکل ما را این بنده های خدا (»عنای عام آدم)...-وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون.- به سر بنده های خدا میارند...کمی شعله آرمانتان را پایینتر بیاورید و گرش را کم کنید،که این را محاجا و مجادله نیست برادر...اگر به کسانی گفته ام کثافت،دلیلش را مستند برایت دارم..آیا نماینده ای که پس از پنج سال وکالت به یکی از نزدیکانش زنگ زده و با شعف و غرور اعلام کند:راستی یادته گفتم پنج ساله دارم مخ یک خانم ...را میزنم.امروز تونستم جورش کنم..(مرا ببخشید قداست این وبلاگ را بالاتر از آن میدانستم که چنین جملاتی را نقل کنم).اما این آرمان مقدس! تلخم کرد...!دوست من نگذار اصل رازداری را به محاق ببرم و اصالتا حقیقت را منحل کنم...!چه میگوئید برادر...حداقل چون صاحب نجیب وبلاگ رفتار میکردی و نجیبانه اصل موضوع را به من یاداوری میکردی!! چگونه است که شما گاهی هرکسی را که مصلحت باشد به باد توهین و افترا میزنید و آب و آبرو را با خاک مخلوط میکنید؟؟ کاش میامدی در وبلاگم همین ها را مینوشتی..الان حرمت صاحبخانه از همه چی واجبتره...!.من تعریف شما را از دوستی مشترک زیاد شنیده بودم جناب آقای آرما

آرمان

اعوذ بالله من نفسی (با عرض پوزش از "مدعی عاشق ولایت" در صورت صلاحدید می توانید جوابیه این جانب را پاک کنید) جناب آقای از جنس بلوط! شوربختانه هرچه پیشتر می رویم این قلم آلوده تر می شود! با چه حقی مسائل خصوصی ملت را در بوق و کرنا می کنید؟!!! آیا این تجویز اسلام است! پس از سیره ی امیرالمومنین در برخورد با فرد زناکار چه آموختیم! براستی به اصل رازداری ایمان دارید!!! چون کامتان تلخ شد به نانجیبی متهم شدیم یا... این بنده چه کسی را بنا به مصلحت به باد توهین و افترا گرفتم و آب و آبرو را با خاک مخلوط کردم! چگونه باید در وبلاگ جنابتان پاسخ می دادم در حالی که خود اینجا...

آرمان

ببخشید تکمله جوابیه به مردی از جنس بلوط: اگر اخبار موثقی در اختیارتان هست موظفید به مراجع ذیربط اطلاع دهید مملکت قانون دارد!

مردی از جنس بلوط

ای بابا...برادر مشکلم اینه که بابت شکایت باید به همین قانونگذار مراجعه کنم...راستی تا یادم نرفته بگم من بارها و بارها دیده ام در برنامه سیمایمان!،در نیمه پنهان کیهانتان!چگونه دوغ و دوشاب را با آب و ابرو قاطی کرده و حرمت انسانها فدای مصلحت شده..عجیبه!شما کجای ایران زندگی میکنید که هنوز پاک و دست نخورده مونده؟یا شاید هیچ موجی آنجا دریافت نمیشه...برادر برایم از امام و خلیفه و پیامبر روایت نیاورید که همگی را قبول دارم..برایم از همین روزها مثال بیاورید!.اینروزا که اخلاق در مسلخ قدرت قربانی شده...سیاست به سیاستمداران سجده میکند.آزادی خودکشی کرده و شیطان عربده میکشه...!.بذار قسم بخورم اون روایت را مستقیم شنیدم.او داشت به برادرش این اراجیفو میگفت...تلفنی!ذوق کرده بود...بس کن برادر،تو ثابت کن این آدما مومنند تا من همینجا از همه عذر خواهی کنم بابت ریختن آبروی مومن...عجالتا تا اونوقت من از واژه مومن به دلیل کثیف شدنش معذرت خواهی میکنم...کسی که قدرتی را که مردم به وی تفویض میکنند،برای لکه دار کردن شرف به کار میبرد،برازنده صفت مومن نیست...بیا مطالبمو بخوان اقا ارمان ببین نشانه ای از کینه و عصبانیت و خودخواهی در کدام جمله

آرمان

عذرخواهم به خاطر اساعه ادب...

آرمان

برای مردی از جنس بلوط: 1-چه کسی گفته کیهان و سیما مال من است یا من طرفدار آنهایم؟! 2-تکلیف ما را کیهان و سیما و قس علی هذا تعیین نمی کند به تکلیف عمل کن برادر 3-اخلاق به مسلخ قربانی می برند و ما هم ...! 4-بحث اثبات ایمان و کفر نیست امیرالمومنین یارانش را از کاربرد واژه ها و کلمات زشت برحذر می داشت، حتی نسبت به معاویه و یارانش که از هر تهمت ناروا و خلاف شرع باک نداشتند . هنگامی که امام شنید جمعی از اصحابش همانند حجر بن عدی و عمروبن حمق، درصفین به سپاه شام فحش می دهند، فرمود:"انی اکره لکم ان تکونوا سبابین"

آرمان

" پيغمبر اكرم ايستاده بودند يك كسى راكه حد رجمِ زنا را بر او جارى ميكردند، ميديدند؛ بعضى‌ها هم ايستاده بودند؛ دو نفر با همديگر حرف ميزدند؛ يكى به يكى ديگر گفت كه مثل سگ تمام كرد و جان داد - يكهمچين تعبيرى - بعد پيغمبر به سمت منزل يا مسجد راه افتادند و اين دو نفر هم همراه پيغمبر بودند. توى راه كه ميرفتند، رسيدند به يك جيفه‌ىمردارى - به يك مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود - كه مرده بود و آنجا افتاده بود. پيغمبر به اين دو نفر رو كردند وگفتند: گاز بگيريد و يك مقدارى از اين ميل كنيد. گفتند: يا رسول‌اللَّه! ما را تعارف به مردار ميكنيد؟! فرمود: آن كارى كه با آن برادرتانكرديد، از اين گاز زدن به اين مردار بدتر بود. حالا آن برادر كىبوده؟ برادرى كه زناى محصنه كرده بوده و رجم شده و اينها درباره‌اش آن دو جمله را گفته‌اند و پيغمبر اينجور ملامتشان ميكند!" رهبر معظم انقلاب