سبحانک

 

دیروز ؛ یکی از دوستانم پیامی حاوی این مطلب برایم فرستاد:

 

"...مشکلی برام پیش اومده،...،از همه بدم می آد،حس میکنم خدا فراموشم کرده....."

 

در جوابش نوشتم:

 

"این بلاهاست که باعث میشه ،لایق تحسین خدا بشیم؛با این بلاها می توان قدری بگیریم؛اگه بتونی این بلارو به نعمت تبدیل کنی ،اوج میگیری"

 

کمی به جمله ام فکر کردم ؛متوجه شدم که:

در نظر بعضی از افراد؛شعاری به نظر می آید...این دخترکم که وضع روحی مناسبی ندارد...

 

پیامی دیگر فرستادم:

 

"می دونم شعاری به نظر می رسه اما اینا وعده ی خداست و وعده ی خدا حقه ،فقط کافیه اعتقاد پیدا کنی و به یقین برسی"

 

گفت و گفتم در چند پیام دیگر.....

 

و در نهایت به من گفت:

 

"به حرفات فکر میکنم.."

 

 

بازم علامت سوال ها به سراغم آمدند ؛بازم با رقص جملات در ذهنم روبه رو شدم ؛بازم .....

 

چه طور به این سمت و سو آمده است جامعه ؛بهتر است بگویم انسان در جهان؟

 

چه طور است که اگر از وعده ی خدا حرف بزنی؛متهم به دادن شعار می شوی(با اینکه عامل به آن هستی)؟

 

چرا باید مراقبت کنیم که فلان حرف را نزنیم تا نگویند آرمان گرایی!واقع گرا شو؟

 

چرا حرف زدن از وعده ی خدا و گفتن از قرآن و یادآوری از آرمان های انقلاب می شود چیزی که نمی توان به آن رسید؟

 

آیا این نگفتن ها باعث نشده است که دیگر ؛گوش ها بیگانه شوند با این واژگان؟

 

آیا این بیگانگی باعث غوطه ور شدن در گناه نگردیده است؟

 

آیا ما کوتاهی نکرده ایم؟آیا مسامحه ی ما باعث این ولنگ بازی ها نشده است؟

 

آیا گالیله وار مجبور به تحمل جو غالبیم؟

 

و زمانی که دیگران ،وعده های خدا را شعار می دانند،سکوت اختیار کنیم؟

برای آنکه از جانب این نوع افراد محبوب و جذاب به نظر آییم؛با قلموی  آنها خود را رنگ آمیزی کنیم؟

 

و در نهایت بشویم:

                          عوام زده....

 

اما نه؛نه؛مسلمان از نوع شیعه:

                                  نمی تواند گالیله باشد..

 

زیرا:  علی(ع) را می شناسد ؛سکوتش؛حکومتش ؛شجاعتش؛خلوتش را الگوی خود می داند..

         با صلح حسن(ع) ؛ قیام حسین(ع) آشناییت دارد..

        نحوه ی تقیه را در پیشگاه باقر(ع) آموزش دیده است....

       رافت و محبت رضا(ع) را با تمام جوارحش احساس کرده است...

       شفاعت مادر و امدادهایش را دیده است......

     و نمی گوید آنها چیز دیگرند؛تلاش می کند تا شبیه تر شود به معصومین...

 

    و

       منتظر است ؛منتظر  ظهورش  ؛منتظر قیامش ؛منتظر عدالت ....

 

و برای آنکه لایق شود باید بداند:

                                        کجا صلح نیاز است و

                                                                    کجا قیام

                                       کجا تقیه اصول است

                                                           و کجا محبت کارساز

 

و باید بداند در هر لحظه بهترین کار چیست....

 

راستش را بخواهید با دیدن برنامه ماه عسل غبطه خوردم به:

 

آقای کرد باصفای نابینا...

وقتی  پاسخشان را به این سوال مجری که گفت:

این هزاربار که خوردید زمین ؛ چی میگید؟

 

فرمودند:

خداروشکر

 

و مجری با تعجب گفت:

واقعا نمیشه که

 

ایشان با خلوص و صفا و نورانیت فرمودند:

پس چی باید بگم

 

وای چه معرفتی دارد ، حتی جایگزینی نداشت برای شکر خدا

 

اما من......

چرا زمانیکه به یقین نرسیدیم

دیگران را متهم به شعار دادن میکنیم.

 

پروردگارا!توانایی شکرت را در بلاها نصیبمان کن.

پروردگارا!توانایی تبدیل بلا به نعمت را به ما ارزانی بده.

پروردگارا!توانایی بهترین گزینش را در لحظه به ما عنایت فرما.

پروردگارا!یقین بده.

پروردگارا!اخلاص در عمل،گفتار ،دین را از تو می خواهیم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سبحانک


تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱۸ | ٩:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.