به نام یاری دهنده آدمیان

 

پس چرا نتیجه ای حاصل نمی شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

قبلا نیز عرض کردم :مامور به تکلیفیم  اما

مگر وعده ی خداوند حق نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگر پیامبر خدا جز حقیقت چیز دیگری میگوید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگر در قرآن نخواندیم با وحدت به اهداف میرسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگر پیامبر نفرمود:از کم بودن نفراتتان نهراسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگر طبق روایات و سنت ما این نیست که:اگر نیت ها را خالص برای خدا کنید،نتیجه حتمی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خوب قبول،درکش سخته!مصداق می آورم:

 

8سال دفاع مقدس،هیچ نداشتیم(از ابزارآلات جنگی می گویم)اوایل که ملعون و خیانتکاری به نام بنی صدر با جنایاتش همگان را شگفت زده نمود!!!!!!!

اما رزمنده ها ، بچه های جنگ :وحدت داشتند حول محور ولایت،

نیتشان خالص برای خدا بود،

حسینی و زهرایی بودنشان به همه اثبات شده بود و......

نتیجه چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پیروزی با حزب الله  بود.تشویق

 

خوب یا ما وحدت نداریم ؟ یا نیتمان خالص نیست؟یا؟؟؟؟؟؟سوال

 

در جلسه هر کدام از روحانیون؛دریایی از علم هستند و به حق عمل کنندگان به علمشان!

بنده حقیر نیز کاملا حرفهایشان را قبول دارم اما چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

 

در همین افکار بودم که نوبت به رای گیری شد!وای چه حسی!

در قیامت برای این رای هایم از من سوال می شود!(گناهانم به کنار)چه حس دهشتناکی!تعجب

 

در جلسه،هر از چند گاهی دستم به سوی گوشیم می رفت تا پیامی دهم به یکی از همرزمانم که برایم پیامی دلگرم کننده بفرستد:

اما به خود آمدم و یاد حرف هایم به دیگران افتادم:

آرامش دهنده ی واقعی خداست، آرامش دهنده ای جز خدا وجود ندارد و....

آنجا به خود نهیب زدم:

عالم بی عمل!!!!!!!!!!

پس عمل کردم به آنچه میدانستمفرشته

 

10ساعت جلسه با کسر3ساعت ناهار و نماز واستراحت به پایان رسید.

 

وقتی از دفتر نهاد خارج شدم؛موسسه امام خمینی را دیدم؛موسسه ای که تمام امیدم در این جهان پرتلاطم است؛و هر روحانی که از آن خارج می شود نمونه ای کامل از سرباز جنگ نرم است و.....

 

به سمت خانه ی همرزم عزیزم روانه شدم،در بین راه به شهر قم خوب نگریستم:

به راستی دلیل آرامشش چیست؟

جمکران ،حرم مبارک خانم معصومه(س)،کوه خضرش

دعای روحانیونی عظیم الشان همچون آیت الله مصباح ،حاج آقا میر سپاه ،حاج آقا پناهیان و.....

مرکز علم بودنش،علمی حقیقی از جانب خالق احدیت

محجبه بودن اکثر بانوانش(کاری ندارم با دید بودنش بیا بی دید بودنش) و مثبت بودن ظاهر آقایانش و....

 

به خانه ی همرزمم رسیدم؛دیشب دیر وقت بود و گذرا خانه را مشاهده کردم

چه خانه ای!!بر روی دیوارانش عکس حضرت آقا خودنمایی می نمود و خانه ای که در آن مادری حضور داشت:

از جنس نور؛از جنس ایثار؛از جنس کوه

تربیت 4 فرزندش که هرکدام نشانی از یاران امام زمان(عج)داشتند ،دلیلی بر بینش عمیق این مادر است؛

چقدر هم صحبتی با مادری این گونه لذت بخش و شیرین است و من چقدر استفاده نمودم از مادری که:

عملش چشم نواز و علمش دل نواز است.قلب

 

برادر زاده ی همرزمم!چقدر شیرین است فاطمه خانم 6ساله!با هم بسیار بازی کردیم و درس های فراوانی از او گرفتم؛

کودکی که افکارش بزرگ بود و سخنانش نشان از تربیت بسیجی وارش می داد.

چقدر لذت بخش است بازی با این کودک(فاطمه خانم کوچکتیم)هورا

 

به جمکران رفتیم.....

 

ادامه دارد......................

 

راستی دیشب برنامه 7 خیلی حالمو گرفت!!!!!!!

راجع به فیلم ورود آقایان ممنوع بود!

قسمتی از فیلم دلم را شکست:

زمانی که رضا عطاران وارد دفتر می شه و مدیر(ویشگا آسایش) اونجا تنها بود

در رو عطاران باز میذاره مدیر خطاب به عطاران میگه:

از من می ترسید؟

عطاران:

نه

مدیر:

منم که از شما نمی ترسم پس درو ببندید.....

این یعنی چی؟

مگه اسلام همینو ازمون نمی خواد؟

 

ای خدا !کاری کن که حمایت از دینت کنیم بدون هیچ ملاحظه کاری(اصلا منظورم وزیر فرهنگ و آقای ضرغامی و.. نیستنا)نگران


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سفرنامه5


تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱ | ٢:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.