بسم الله الرحمن الرحیم...
6اسفندماه سال حمایت از تولید ملی
بنده و دوستم به سمت بیت امام حرکت کردیم...
برای آنکه تسلیت بگوییم به امامان...
برای آنکه کمی به خود بیاییم که مرگ همین نزدیکی است...
برای آنکه رفتن علما و خطر از دست دادن سایرین ما را به دعا کردن وادارد...
برای آنکه....
در را و در مسیر منتهی به بیت, دو دختر که به قول مادر شهید علی اصغر الماسی قانع: " از ما بهترون بودن " چشم هایمان را اذیت کرد....
نمی دانستیم چه کنیم اما بدون هماهنگی قبلی هردو چشم غره ی به آنها انداختیم که ترس در وجودشان رخنه کرد و گفتند:
" بپا نیفتی"و بعدشم که دوستم گفت:
"  جلوی راهو گرفتی"
گفتند:
" بووووووووووووووووووووووووووووق "
از بازرسان گذشتیم و در جلوی مجلس جاساز شدیم...
****************************************************برخی از مسئولین لشگری و کشوری آمدند اما همه منتظر محبوبشان بودند...
بعد از دو بار قرائت قرآن و مداحی آقای جعفری نوبت به آقای حدادیان رسید
خواندن و در انتهای مداحی, همهمه ای پیچید تا به خود بیایم و بلند شوم دیگر دیر شده بود و چشمانم جز سیاهی چادر زنان را نمی دید....
نشستند و دیدار تازه کردم و خدا را شکر کردیم به خاطر داشتن اماممان...
مداحی حاج طاهری شروع شد و سیل اشک جاری شد...
به به حضور آقای رفسنجانی...
امام در حال گریه بودند و ایشان را ندیدند و در پایان مداحی به احترام این آقا بلند شدند و چه حرکت جالبی بود...
نوبت حاج آقا صدیقی بود که گوش هایمان را نوازش دهند..
ناگهان رئیس جمهور با هیئت همراه داخل شد و خبری از آقای مشایی نبود..
در ابتدا بیانات بود که آقای مشایی وارد شد و همهمه ای بین حضار...(بین خودمان باشد بیشتر چشممان دنبال این سوژه ها بود)
************************************************
محور سخنان حاج آقا صدیقی ( آنهایی که یادم مانده است )
1. مومن از فتنه نمی ترسد چون خدا آن را رفع می کند همانگونه که فتنه 88 را رفع نمود..
2. ما نیاز داریم که:
                             خود را بشناسیم
                             سپس خود را بسازیم                                                     و در نهایت خود را ول نکنیم..
خیلی ها بودند که خود را ساختند اما خود را ول کردند. مسئولینی بودند که خدمت بسیار کردند اما در نهایت آن را حفظ نکردند چون غافل از نگهداشتن نفسشان کردند..( نقل به مضمون.)
3. نمی دانیم که خدا با بردن این علما و فضلا قصد دارد که:
سبب انقطاع ما از همه چیز و همه کس شود و به سمت خود بکشاند یا 
می خواهد بگوید که کوه ها را بردیم حالا منتظر زلزله و فتنه باشید....
4. از خواب حاج آقا خوشوقت و دیدن امام علی علیه السلام در خوابشان گفتند که :
" ایشان گفتن روزی در خواب مولا را دیدم که کاسه ای آب به دستم داد و وقتی بیدار شدم اولین چیزی که حس کردم:
هیچ ندانستن خودم بود و فقری عظیم در خود یافتم و بعد از آن دیدم از قرآن چیزهایی می فهمم که قبلا نمیفهمیدم.
5. اشک و آه و ناله جمعیت...
******************************************
 سخنرانی تمام شد و باز جمعیت و سیاهی مقابل دیددگان و فریاد:
ای پسر فاطمه تسلیت تسلیت
حزب فقط حزب علی, رهبر فقط سید علی...
شعارها ادامه داشت و ناگهان زنی مسن را دیدم که به حال دو به سمت جلو می رفت و من گفتم:
" امام رفتن "
نگاهی کرد و گفت :
" پس این ها چه می گویند "
گفتم :
" فریاد میزنند تا مسئولین بدانند با چه کسانی طرف هستند "
************************************************
به سمت خوابگاه روان شدیم...
امان از دست کسانی که چراغ قرمز است و از خط عابر پیاده عبور می کنند و اینجا بود که با شجاعت آنها را منع کردیم...( هورااااااااااااا رکن سوم)
در راه کسی را دیدیم که آشغالش را بر زمین انداخت و دوستم تذکر دادند و او جمع کرد...
************************************


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: بیت رهبری


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٧ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.