هوالحق

دلی پر درد دارم و آهی سوزان( مراقب باشید که دامن گرتان نشود)
خدایا! نمیدانم اینکه می گویم اسمش کفر است یا....
اما چه کنم از این جشنواره و وقایعش که مرا به اینجا کشانده است...
دیگر دارم دعا میکنم که:
خدای خوب و مهربان من راضیم به این حجاب های نداشته بانوان عزیز که البته باز اشاره می کنم که:
این حجاب های نداشته هنجاری است در این قشر
آری راضیم که ببینم که روسریش از سرش بیفتد اما آب در دل هیچکس تکان نخورد...
راضیم به پوشیدن ساپورت هایشان یا پوتین های آنچنانیشان...
اما دیگر قلبم گنجایش پذیرش دست دادن بازیگران به اصطلاح الگو به نامحرمان را ندارد...
دیگر تحمل دیدن عشوه های آنها را برای مردان آنچنانی تر را ندارم که البته کم محلیشان به این زنان بازیگر که در کنارشان مردی نشته و دست به مرد نامحرم مسن دیگری می دهد و عشوه هایش برای هومنی است که نمی دانم چه کاره است، را ندارم...
خانم ها پ آ یا خانم ه ت.....
بگذریم...
و چقدر از دیدن خانم مهراوه شریفی نیا بعد از دیدن این صحنه ها خوشنود شدم که چه خانمانه گام نهاد در جشنواره بدون هیچ فسق آشکاری به جز آن حجاب که آن نیز فسقی آشکار  اما همه پذیر شده و من راضی شدم به آن.....
خدایا! بغض و کینه ام را فرو میخورم  وگرنه ممکن بود دوستان عزیز مرا در پشت میله های زندان به جرم قتل بازیگر الگویی مشاهده کنند...
.
تمنای دعای فرج و اقدام منتظرانه

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: با این جشنواره، قدم در کجا می نهیم؟


تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ | ۱:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.