مرا به سویت خواندی!         

و من لبیک گویان ، آمده ام تا نگاهت را بخرم ..... آمده ام به سمتت ؛ ای رحمت گستر بخشایشگر ..... بلی!با ندایت ، پشت کردم به دنیا با تمام ظاهرسازیش و نگاهم را دزدیدم از جذابیت هایش .... آمده ام ! طعم بندگی ات را بچشم .... بندگی ای که مرا رها کند از بردگی ؛ بردگی ساز و برگ های دنیایی فانی.....

 

من در اولین پیچ رسیدن به تو هستم و تناقضاتی از دستورالعمل هایت به ذهن کنجکاوم خطور کرده است ... چه کنم که رهایم نمی کند...

و چه کسی بهتر از تو ! ای صاحب جود و کرم که پاسخم را دهد ... زیرا تویی که اول و آخر ؛ پیدا و پنهان ؛ غیب و آنچه در آسمان ها و زمین است را می دانی ... و خوب می دانم که پاسخ مرا خواهی داد زیرا خود در کتاب حقت فرمودی :

                                                                 "بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را"

 

پس در ابتدای جاده بندگی ، خواهم پرسید که :

 

-ای خدایی که هر زیبایی ، زیبایی را از تو می گیرد! تویی که زیبایی را دوست داری ؛ پس چرا به من می گویی ؛ در اجتماع کفن سیاه به تن آرام و نشاط زندگی را به سمت نابودی بکشانم؟

 

زیرا ای بنده ی من ! می خواهم در جامعه حضور داشته باشی البته حضور انسانی نه حضوری زنانه ... وقتی احترام به تو ای رحمت من ! معطوف به زیبایی های ظاهری و جنسی ات می شود ، این مدت احترام تا وقتی است که تو زیبایی و دائما باید تلاش کنی تا خود را به مردها ، نشان دهی که بلی ! من هنوز زیبا هستم و به من توجه کنید....

در حالیکه من به تو می گویم :

                                      "زیبایی اصلی در زن و مرد ؛ زیبایی روح آن هاست "

 

_ ای عادل ترین عادل !وقتی من راضی هستم ، جامعه با عینکی که انعکاس دهنده ی جنسیت است به من نگاه کند ؛ وقتی پدرم و همسرم نیز رضایت خود را ابراز می دارند که تمام زیباییم که باعث نشاط هم هست را در معرض نمایش قرار دهم ! دیگر چرا؟

 

حجاب تو که یکی از الطاف من هستی ! مربوط به خود تو نیست ؛ تا تو بگویی من از حق خودم صرف نظر می کنم ... مربوط به پدر و همسر تو نیز نمی باشد تا آن ها هم بگویند من راضیم ... حجاب تو حق من است ، حق الهی . حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و زن به عنوان امین الله در روی زمین است .

 

- ای خدای پیوند دهنده ی قلب ها ! اگر کسی زیبایی ام را نبیند ، چگونه مرا بستاید ؟

 

ای جلوه ای از انوار من ! من ؛ تو را در این دنیا نیاورده ام که گردی به پا کنی و دلی را به خود گره بزنی ... و کسی را به خود جلب کنی ... هرکس در سر دل ها بنشیند راهزن است و طاغوت .

و یادت باشد که وعده ای راستین به تو داده ام که اگر رابطه ات را با من نیکو سازی ، خودم تو را محبوب قلوب خواهم کرد...

 

- ای خدای آسان گیر و توبه پذیر ! مگر خودت نگفته ای در دینت اجباری نیست ، پس چرا به زور باید پوششی بر سر و تن داشته باشم ؟

 

ای بنده ب معقول من ! تو را آفریدم در جامعه ای مرتبط .. حجاب تو ؛ حق من است .... حجاب تو تضمین کننده ی بنیان خانواده های دیگر نیز می باشد ... مردها می آیند کار کنند ؛ نیامدند در اجتماع که رنگ و لعاب زنان دیگر ، آنها را از زنانشان دلزده و خسته کنند ... پس حق خانواده ها نیز هست و نیز

              دلیلی بر بندگی توست و فطرتت ....

 

نوایی گوش نواز می آید...

 

* الله اکبرالله اکبر  ... الله اکبرالله اکبر  ...

اشهدان لا اله الا الله اشهدان لا اله الا الله ...

و

.... *

 

صدای اذان است .. و چه مبارک که پایان گفتمانمان ، مرا به نماز دعوت نمودی ... وضویی ساختم و در صف جماعت ایستادم ...

 

* بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین ... براستی تو پروردگار جهانیان هستی و من آفریده شده به دستان مبارکت ...

پس ستایش تو را سزاست و سپاس برای راهنماییت ... یاری می طلبم فقط از تو تا در مسیر بندگیم .. که حجاب بارزترین نمادش می باشد کمکم کنی ... و مرا از گمراه شدگان قرار ندهی ... ولا الضال

و چه زیباست چشیدن لذت بندگی  به هنگامه ی غروب خورشید......

 

 السلام علیک یا امیرالمومنین علیه السلام

با الهام از سخنان آقای رحیم پور ازغدی  آیت الله جوادی آملی و کتاب تکامل زن و مرد استاد صفایی حائری


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: با الهام از سخنان آقای رحیم ژور ازغدی ف آیت الله ج , زور و اجبار در حجاب , اعتکاف


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۸ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.