چند صباحی است که قلقلکی عظیم ذهنم را در بر گرفته !
مسبب اصلی جمله ای است ساده...

از بزرگی نقل شده:

"فرق یک مومن با غیرمومن در اینست که:
هردو از خیابانی رد می شوند و تکه نانی را بر روی زمین می بیند اما
مومن آن را برمی دارد و می بوسد و به کناری می گذارد !
و آن دیگری بی تفاوت می گذرد.............."
چه کار کوچکی اما چه ارزش والایی....

یادم می آید جایی خواندم که آیت الله بهجت می فرمود:
"شما کافیست واجبات را انجام دهید و از محرمات دوری کنید...."

اما باز این منم که اگر عالمی را ببینم وقتش را با این سوال میگیرم:
"چگونه می توانم به قرب خدا برسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟"

ولی در این سال نو تصمیم گرفتم شروعی نو داشته باشم.
مصداق می آورم:
وقتی سرسفره رنگین شام مهمانی عید می نشینم1رقم غذارا بخورم و دسر نیز چنین وقتی اذان گفت سریع دست بکشم و نماز خود را بخوانم و
شاید دوستانم
اگردست پرپولی ندارم که به متکدیان کودک خیابان عبوریم دهم اما می توانم با گل خنده آنها را میهمان کنم و
شاید زدن بوسه ای بر دستان مادر شهیدی سبب شود در کارنامه ی اعمالم "خادمی شهدا"نقش بنددو
حتما یاری به پدر و مادرمان خریدار نگاه خداوند مهرگستر و مهربان می شود و
همبازی شدن با کودکان شاید بتواند لبخند رضایتی بر لبان پسر فاطمه سلام الله بنشاند و
و......................

تمنای دعای فرج و اقدام منتظرانه


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قلقلکی عظیم


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۳ | ٥:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.