هوالحق

بخش تجلی اراده ملی داوری آثار سینمایی سی و دومین جشنواره فیلم فجر را با شروع برف سنگین زمستانی پایتخت در سالنی پرت در باغ فردوس آغاز کرد سالنی در گوشه حیاط باغ موزه سینما در اوج ترافیک خیابان ولیعصر عجل الله که داوران قریب به 40 پله را باید طی می¬کردند تا به زیر زمین سینما برسند و برای استفاده از سرویس بهداشتی نیز خطر گام برداشتن روی پله های فلزی پر از برف حیاط باغ را برخود هموار سازند البته نماز خانه نیز در گوشه ی دیگر باغ در یک کانتینر قرار داشت و شما خود مفصل بخوانید از این حدیث مجمل.
کل داوران به 50 نفر نمی رسیدند اما پرسشی که مطرح می شود این است که آیا سالن برج میلاد که هر ساله میزبان داوران این بخش بود گنجایش این فرهیختگان را نداشت یا اینکه مدیریت کنونی جشنواره ترجیح می دادند دست سازمان ها از نظارت بر حاشیه پررنگ تر ازمتنِ جشنواره خالی بماند! یا شاید این مقدمه¬ای است بر فرجامی که این بخش را حذف نمایند و هژمونی مدیریت سیاسی انحصار گرا را بر عرصه ی فرهنگ تحمیل سازند.

با این مقدمه  حتما متوجه شده اید که با تغییر مدیریت و آمدن آقای جنتی تمام داوران سازمان های ارزشی به علت دلایل نامعلوم و شاید یکی از دلایل عدم ناراحت شدن بازیگران از حضور مشتی چادری و ریشی باشد... بگذریم.
بنده که خوشحال بودم که از فضای آلوده برج میلاد که پارسال سبب شده بود که چشمانم هرروز به قیافه های ... آنها باز شود، غذایم را با آنها که بدون رعایت هیچ حریمی غذا می خوردند  بخورم و یا... راحت شوم.
هرروز باید از کافه سینما به سینما توگراف برای دیدن فیلم های مایوس کننده می رفتم و صدای موسیقی آنها که غربی بود و اراجیف آزارم می داد؛ به مسئول برگزاری جشنواره گفتم: همین طوری با دیدن این فیلم ها آزار می بینیم اما مجبوریم این فیلم ها را ببینیم  لطف کنید بگید موسیقی رو قطع کنن.
ایشان تذکر دادند و قطع شد.
فردا باز موسیقی بود و باز تذکر 
اما دیگر از پس فردا صدایی شنیده نمی شد.
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
بعد از هربار فیلم  می گفتم: یعنی فقط ما در خوشی هستیم  همه بدبختن  همه مشکل اقتصادی دارن  همه به خودکشی فکر می کنن....
بعد از 9روزی که همسرم مرا دید و حالت روحی که چندروزی با من بود( با تمام سعه صدر قبول کردن تا بنده به این جشنواره بروم )؛ گفتند: حق می دم با دیدن این فیلم ها  افسرده شی.... اینم اثرات رفتم به جشنواره ضد اسلامی است دیگر...

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سی و دومین جشنواره فیلم فجر , کافه سینما


تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢٧ | ٩:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

به نام خالق هنر و زیبایی
هنر خصلتی دارد و آن خصلت تاثیرگذاری بر ناخودآگاه آدمی است که تغییر عادت های انسانی و هنجارهای جامعه را سبب می شود....
یادم هست بزرگی می فرمود: برای فرهنگ سازی باید تدریجا عادت ها را تغییر داد... به عبارتی ذائقه سازی نمود و تقاضا را مطابق عرضه کرد...
آقای ضرغامی بزرگوار؛ می دانم بهتر از بنده ی کوچک می دانید این انقلاب چگونه پا گرفت؛ می دانم که می دانید انقلاب برای احیای ارزش های اسلامی شور گرفت؛ برای آنکه تحلیل حرامی صورت نگیرد و تحریم حلالی به بار نیاید...
می دانم که می دانید درخت نوپای انقلاب توسط چه خون هایی آبیاری گشت... خون جوانان پاک وطن؛ خون دل مادر بسیجیان عاشق؛ خون اشک همسران پاک باخته ی عرصه ی حق....

با صدا و سیما همراه شدیم به واسطه ی هزاردستان، به واسطه ی امام علی و ولایت عشق... مختارنامه دلمان را خوش کرد، چون دیدیم که چگونه انتقام صغری از قاتلین امام عشق گرفته شد... بوعلی سینا و روشن تر از تاریکی ما را مفتخر ساخت به یادآوری بزرگ مردان ایرانی...
چه بارقه های امیدی در دلمان روشن شد که می توان بدون احتیاج به سینمای بدحجاب و بی عفت به سیمایی دل ببندیم که هنوز پایبند به حلال هاست...

اما تدریجا چشم هایمان عادت کرد به تنگ تر شدن مانتوها، غلیظ تر شدن آرایش ها، رنگارنگ شدن عشوه ها و... به این حد داشتیم خو می گرفتیم که فیلم کلاه پهلوی آمد و چشمانمان را به پوشش های بدن نما و تحریک کننده تاریک کرد تا عادت کردیم بدان...
که دیگر با آمدن سریال "سرزمین کهن" فضای جعبه جادویی خانه یمان ظلمانی تر شد... گفتم اندکی صبر؛ شاید محتوای فیلم صورتش را توجیه کند، اما یاد اجماع تمام مراجع بر تحریم نمایان بودن مو سر زنان افتادم و حرمت نگاه به کلاه گیس زنان اگر منجر به مفسده شود...
مگر این ها، مصداق تحلیل حرام نیست؟ کسی پاسخ گوید! مگر نیامده است در قرآن: 
" یا ایها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان ومن یتبع خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشا والمنکر "

آقای ضرغامی، کلاه گیس باشد یا موی طبیعی فرقی نمی کند، خواهش میکنم دیگر چشمان ما را به دیدن این حرام ها در فضای امن خانه عادت ندهید...
آقای کمال تبریزی، به شما قول میدهیم که با داشتن کلاه بفهمیم این زنان بدحجاب هستند یا با شنیدن لهجه های آنان متوجه شویم مسیحی، یهودی یا هندی هستند... نیازی نیست موهایشان را نمایان کنید، ما مردم انقلاب می فهمیم پس نیازی به اشاعه ی فحشا نیست...
چه خوب است که سیما می داند که تنها با رسانه می توان به جنگ رسانه رفت و سپاس گزاریم از دست اندرکاران که در پی ساختن فیلم ها و برنامه هایی هستند که مردم را از سر سفره ی لذیذ و رنگارنگ اما سمی ماهواره به پای سفره ی سیما بکشاند اما باید یادمان باشد که خودمان در پی مهیا کردن غذای سمی برای مردمان ایران زمین نباشید....
قسم یاد می کنم به رضاخان، که دیگر بی غیرت شده ایم نسبت به دیدن بدحجاب ها در اطرافمان؛ در مترو، در خیابان، در دانشگاه، در ادارات و...
دیگر امر به معروف نمی کنیم ... دیگر نهی از منکر نمی کنیم...

آقایان سیما، می دانم که می دانید این چشمان برای آن است که لیاقت یابد ببیند امام زمانش را...
اگر چشمانمان را عادت دهیم به دیدن این پوشش ها و مهر سکوت بر لبانمان بزنیم، پس چه موقع آماده دیدن یار حاضر پنهانمان می شویم...

ما او را غایب کردیم با عادت کردنمان به دیدن حرام ها و خو گرفتن بدان ...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.