...در سال 61هجری  هم مثل قبل بر مأذنه ها شعار توحید می دادند و مردم رو به قبله نماز می گزاردند ؛اما طعم اسلام تغییر کرده بود.

شهر،شهر اسلام بود و نبود.

مردم،مسلمان بودندونبودند.

حکومت،دینی بودونبود.

«بود»به این معنا که در مجالس ،حرف از دین و پیغمبر و قرآن بود؛

«نبود»،به این معنا که بیشتر احکام حکومتی اسلام و در رأس آن ،اجرای عدالت اسلامی و اجرای بدون تبعیض حدود الهی و قوانین حکومتی ،ترک شده بود....

 

...کوفه40هجری ،مقر حکومت علی ابن ابی طالب(ع) بود و...در این 20سال چه اتفاقی افتاد که از کوفه علی(ع)تا کوفه حسین(ع)وزینب(س) آن مسیر به این سرعت طی شد؟

 

...در این چند دهه به تدریج بر سر افکار عمومی چه آمد؛...

...اتفاق های به ظاهر کوچک قبلی ،فجایع بزرگ بعدی را کم کم زمینه سازی و این ساختار انحراف ، آجر به آجر بالا آمد ؛...؛این اتفاقات به تدریج پیش چشم مردم می افتاد تا یک روز دیدند که اسلام به ظاهر ، همان اسلام است و مردم همان مردم اند و حکومت،همان حکومت است و؛اما در واقع دیگر نه اسلام ،آن اسلام است ؛نه حکومت ،آن حکومت است و نه این مردم ،آن مردم هستند.

منطق ابوسفیانی آرام آرام به زیر پوست جامعه ی محمدی خزید و

جابه جایی کثیفی صورت گرفت که موقعیت فرزندان پیامبر (ص)و ابوسفیان در حکومت ،جابه جا شد یعنی یزید بر حکومت ،سوار سد و حسین بن علی(ع)،قانون شکن و فتنه جو خوانده شد.

 

...اسلام با سلاح هراکلیوس روم یا با زبان شبهات کافرانه ابن ابی العوجاء و کفرگویی امثال او و نظریات  جاثلیق ، زمین گیر نشد ؛

اسلام با روایات جعلی ابوهریره و ابودرداء ،وبا فتوای کعب الاحبار و ابوموسی اشعری و شریح قاضی کشته شد.

سیدالشهدا در کربلا قربانی تحریف اسلام شد.

این روند مسخ مذهب ،تفکیک مذهب از حکومت،تفکیک اخلاق از سیاست ،حذف «محتوا» و «حفظ شکل»بود.....

...آنان نمی خواستند اسلام را محو کنند ؛ می خواستند اسلام را مات کنند.اسلامی می خواستند و می خواهند بسازند که دیگر با گنج قارون و تخت فرعون ,کاری نداشته باشد.

یک اسلام بی طرف  که با سیاست و اجتماعیات و حکومت و عدالت و حقوق بشر ،کاری نداشته باشد.

یک مذهب فردی و عبادی و خصوصی که ربطی به مسائل عینی نداشته باشد و در حوزه حقوق بشر،دخالت نکند.

می خواستند دین را به مقداری شعائر خنثی و غیردینی و غیر سیاسی تبدیل کنند و

یک اسلام خواب و گیج و کور بسازند و تحویل مردم بدهند.

....

در منطق حسین بن علی (ع) ،فراغت از «دنیا» ،فراغت از تکلیف و مسئولیت نیست ،فراغت از سیاست و اقتصاد نیست.زیرا اسلام فقط یک مقدار شعار و شعائر ساکن نیست....

اسلام نابی است که حسین (ع) نماینده آن بود ؛...

..آموزش می داد که حکومت ،یک امانت از طرف خدا و مردم است؛...

..اینان معتقد بودند آرمانی که گرسنگی گرسنگان به آن لطمه نزند ،یک آرمان انسانی نیست ؛چه برسد به یک آرمان الهی...

 

...در فرهنگ اسلام و تشیع ،بین حرف و عمل حاکمان و عاملان دین ،تضاد نیست و نباید باشد...

 

 

کتاب حسین عقل سرخ

رحیم پور ازغدی.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قربانی تحریف


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

یک هفته دیگه

 

میدونم ،میدونید چه خبره..

 

آره اول محرمه!

 

چقدر آماده ای؟

 

میتونی جزو72تن باشی؟

 

یا؟

 

با عهدشکنی در صف طویل کوفیانی؟

به خاطر دنیات ،مال و جذابیت قدرت ،به طفل 6ماهم رحم نمیکنی؟

 

یا؟

 

با تاخیر و توبه میری تو دسته ی توابین؟

 

 

میترسم !میترسم!

 

این ماهم بگذره  و درک نکنم عظمت عاشورا رو؟

 

درک نکنم بی پدری دختر3ساله رو به خاطر حق گویی

 و دق کردنش رو در اثر بی حیایی مردم بی غیرت؟

 

نتونم بچشم کمی از صبر بی بی حضرت زینب(س) رو؟

 

و اما

 

از بی پناهی و بی یاوری آقای در پس غیبت چی بگم؟

 

بگم که حتی

 

یه زینب نداره!

یه ابوالفضل نداره!

قاسم و علی اکبری تو اینهمه جمعیت عذاداره نداره!

 

بگم

استکبار داره گلوی شیعه ها رو به جرم اسلام و تشییع با تیر ظرافت و لطافت رسانه های جمعی ،میبره؟

 

بگم تو بحرین

هرکی هم اسم صاحب این ماه باشه رو از دم تیغ میگذرونن؟

 

و

 

نتونستیم تنهاش نذاریم!

نتونستیم با گناهامون باعث اشک تو قنوت نماز شبش نشیم!

نتونستیم با پیروی از نائب بر حقش،دجالو خونه نشین کنیم!

و

به ذلت نشینی نفسم بد جوری عادت کردم!

چه کنم؟

 

ای خدا!

ما حتی به خودمون رحم نمیکنیم!

 

خطبه 283 نهج البلاغه:

"آگاه باشید!این پوست نازک تن ،تحمل آتش دوزخ را ندارد"

 

بگذریم ؛ بگذریم!

 

ای حسین (ع)

ازت میخوام

................................................................

 

یا حسین.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حسینی یا کوفی یا توابی؟


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٩ | ٩:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

ارث عظیمی است ، "زمین"

 

و وارثینش ؛ ما هستیم ؛ البته نه همه ی ما

بلکه مستضعفین و نه هر مستضعفی ،

بلکه کسی که برای حق ؛مشتش را گره زده و

از حلقومش فریاد برآورد "لا اله الا الله"

وخشمگین شد برای خدا ......

 

اما

به علت آنکه ستمکاری ستمکاران با هواپرستیشان عجین شده است و

گوشهایشان کر و قفلی سترگ بر قلبشان نصب شده است و

آدمیان این زمانه در دوستی با آرزوهای دور ودراز و هواپرستی به وحدت رسیده اند ،

این ارث را بالا کشیده اند ؛

                                  اما وعده حق است و راستین....

 

و ما مردمان ایران زمین ؛ وارث شده ایم ؛ وارث قطعه ای از جهان به شکل گربه ای زیبا ؛

ما وارث شهداییم و بر جایگاه رفیعشان تکیه زده ایم ؛

جایگاهی که جز با :

به خاک مالاندن چهره ی دنیا و زمین کوباندنش بدست نیاوردند ؛

پرهیزکاران راه کسب وکار ؛پاکیزگان زاه ورسم مسلمانی و آزادمردان عرصه ی زندگی....

 

و اما ما وارثین خوبی نبوده ایم...

زیرا:

"جامه ی  تقوا را ،برای قلبمان  متناسب نیافتیم و دنیا را برای زندگی ابدی برگزیدیم ؛درک نکردیم ،گذرگاهی دنیا را و

نگاهمان از دنیا عبور نکرد و محدود نمودیم افق دیدمان را به بازی و بازیچه های دنیا....

 

ما وارثین مردم صداقت پیشه ای هستیم که به خیانت و کینه توزی اتفاق نظر یافتیم و

با رفتن به زیر چتر روشنفکری مدرن ؛خود را از خورشید آرمانهایمان محروم نمودیم و

به نام انسانیت مدرن،از الوهیت سقوط کردیم و

با فریاد آزادی مدرن ،اخلاق اسلامی را ذبح نمودیم

و

در روزگاری هستیم که ساز وبرگ شیطان تقویت شده و نیرنگ و فریبش همگانی و بدست آوردن شکار برایش آسان ....

 

              برای آنکه شکار آسانی برایش نباشیم:

 

"عبادت کنیم و ذاکر حقیقی باشیم ودر پی رضایت >یا اول یا آخر<باشیم

و تمسک جوییم به قرآن ؛این حق گوی همیشه گویا و

با نزدیکی به اهل بیت خود را تضمین نماییم"

*تا بیابیم لیاقت این ارث عظیم را

 

                         جمهوری اسلامی ایران

را میگویم*

 

با الهام از خطبه های129،132،133نهج البلاغه

 

اللهم عجل لولیک الفرج


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شکارچی ارث


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٥ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

چه آسان است ، عیدی گرفتن در این روز

 

و چه آسان است ، تبریک گفتن به مناسبت یوم الله

 

و چه آسان است ، حب علی و حامی ولایت بودن ، آنهم زبانی

 

و...

 

چه سخت است ، از عظمت آن روز گفتن

 

چه سخت است ، شنیدن این موضوع که :

اولین کسی که به مناسبت امامت آن بزرگمرد تبریک گفت

آقای ابوبکر بود و دومی آن آقای عمرو...

 

چه سخت است ، بیعت آنهمه را دیدن و

 

موضوع سقیفه را شنیدن ......

.....

 

امام خمینی(ره) :

 

امروز که ما در عصر غیبت به سر میبریم ،مساله ولایت فقیه ،دنباله غدیر است ،

غدیر یعنی نباید دین را از سیاست جدا کرد ،

آنها که سیاست را از دین جدا می دانند در حقیقت منکر غدیر هستند.

 

 

خدایا !حامی امامت و ولایت آنهم با جان و دل قرارمان ده.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

      یا علی.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: غدیر(ولایت)


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٤ | ٩:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

مومن عاشق خانواده اش است

ولی

اگر او را به کربلا بخوانند

طفل شیرخوارش را نیز با خود به کربلا میبرد

 

و من در دهه 90 در سال جهاد اقتصادی

میترسم از راه

دلم پر از تمناست و دستانم خالی

پاهایم  پر آبله و

هضم شده ام در هاضمه ی مدرنیته جاهل.......

 

خدایا!یاریم کن و هرگاه آنی و کمتر از آنی به خود فکر کردم مرا

                       متنبه نما.

 

اللهم عجل لولیک الفرج.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مومن و من


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱۸ | ۳:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

نمیدونم از کجا شروع کنم؟؟؟؟

چند روزه فکر کردم چه طور عظمت سفرمو به روی کاغذ بیارم!

اما نشد!!

 

4شنبه بعد از 9ساعت در راه بودن و رفتن به حرم امام خمینی و بستن بیعت

به

 

بیت امام عزیزم و نائب بر حق امام زمان رسیدیم و

بعد از 2ساعت گشتن به داخل بیت رفتیم....

پایین جا نبود وقتی رفتم طبقه ی بالا

نمیدونم از کجا لیاقت پیدا کردم که مستقیما روبه رو صندلی که حضرت آقا قرار بود بنشینند نشستم!!!

 

خدایا!یعنی دیدن روی عالم به این واضحی !

ممنون خدای خوبم.

 

ابتدای مجلس دانش آموزی آمد و شعری خواند ک دلم را تا ته سوزاند!

مفهومی میگم:

منم عمارتون آقا!!!!!!

اعتماد به نفسو دیدید!نزدیک بود همون جا داد بزنم اگه فقط یکیمون عمار بود

وضع اینطور نبود؟؟؟؟

خودمو کنترل کردم!

نوبت به شعارا رسید!

با تمام وجودم فریاد زدم:

خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست!

آقا وارد شدند....

قلبی برایم نمانده بود...

چه حسی....

نائب امام زمانم شرمنده ام...

 

همه باز فریاد زدند

ای رهبر آزاده آماده ایم آماده....

وای

وای

اگر آماده بودیم که:

اختلاس به آن عظمتی میشد؟

نصرتی و شیث آن کار قبیح را می کردند؟

بی بی سی به همان راحتی نشستی میگرفت و مهدویت و اصل انتظار را می کوباند؟

سبک زندگیمان استکباری بود؟

دانشگاه ها غربی بودند؟

وضعیت عفاف اینگونه بود و آما طلاق سرسام آور؟

و......

میخواستم فریاد زنم که رهبرم من لیاقت ندارم و نمیتوان به خود جسارت دهم  بگویم آماده ام

اما

اما حاضرم تا آخر قطره ی خونم را بدهم

وای که فقط شور بودند!!!

ایکاش معرفتمان به اندازه ی شورمان بود.....

اشک امانم را برید...

امامم خطاب به ما فرمودند:

فرزندانم....

اما در کل حرفهایشان لبخندی ندیدم و غم بزرگی یافتم در فرمایشاتشان....

ای پسر فاطمه !حلالم کن و برایم دعا کنید!

دیگر طاقت ماندن در کالبد خاکیم را ندارم!!!!

دیگر نمیخواهم بمانم....

 

ای خدا!!!!!!!!!!!!!!! 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سفری به سوی نور


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱٤ | ٤:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

أَعُوذُ باللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ

 بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

 ( الْحَمْدُ لِلَّهِ ربّ الْعالَمِینَ - الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ - مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ - إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ - إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ - صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ )

.خداوند می‌فرماید: در نمازهایتان سورة حمد را بخوانید. زمانی که سورة حمد را می‌خوانیم، در هر سورة‌ حمد از خدا می‌خواهیم: اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ ( صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ)

1. یعنی خدایا ما را به صِراطَ الْمُسْتَقیمَ هدایت کن. خب،ممکن است بپرسید: ویژگی صِراطَ الْمُسْتَقیمَ چیست؟ و اصلاً صِراطَ الْمُسْتَقیمَ چگونه صراطی است که از خدا می‌خواهیم ما را به آن صراط هدایت کند؟ عرض می‌کنم: ویژگی "صِراطَ الْمُسْتَقیمَ"، "أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ" است. در صِراطَ الْمُسْتَقیمَ، همة افراد از نعمات الهی بهره‌مند هستند. پس زمانی که در سوره حمد می‌گوئیم: صراطَ الْمُسْتَقیمَ، منظور صراطِ آن کسانی است که به آنها نعمت داده شده است و در این آیه منظور از "نعمت" این نیست که: "خدایا ما را به راه همه هدایت کن". بلکه منظور از "نعمت" در این آیه، "نعمات خاصه" است، یعنی نعماتی که همگان از آن نعمات بهره ندارند

2. خب، ممکن است بپرسید: اگر کسی در مسیری باشد که اهل آن مسیر از نعمات خاصه بهره‌مند نباشند، چگونه می‌شود؟ عرض می‌کنم: به استناد سوره حمد افرادی که مشمول نعمات خاصه نشده‌اند، در یکی از آن دو دسته‌ای قرار می‌گیرند که در ادامة آیات سوره حمد ذکر می‌شود. یعنی یا جزء "مَغضوُبٌ عَلَیهِم" یا جزء "ضالّین" می‌باشند. وقتی در این آیات نگاه می‌کنیم فقط و فقط سه دسته مشخص شده‌اند. دسته اول "الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ "، دسته دوم "مغضوبٌ علیهم" و دسته سوم "ضالّین" می‌باشند. خب، اکنون از شما سئوال می‌کنم: شما جزء کدام دسته هستید؟ اگر مسیرمان، مسیر درستی باشد، باید از نعمات خاصه بهره‌مند شویم. اگر نمازمان، روزه‌مان و بطور کلی عباداتمان صحیح باشد، باید جزء "واجدان نعمات خاصه" باشیم و باید بر "صراط المستقیم" باشیم

3. اگر این‌گونه نشده‌ایم، دنبال این باشیم که کجای کارمان اشکال دارد و با توجه به اشکالاتمان در کدام دسته قرار می‌گیریم؟ عزیزان من ! بیائید و خودتان را زیر سئوال ببرید. منتهی سئوالی که شما را به حرکت وادار کند، نه اینکه محصول آن "پس زدن باشد". توجه داشته باشید که محصول این زیر سئوال بردن، نباید به این صورت باشد که بگویید: خب، من که در این چهل، پنجاه سال زندگیم نتوانستم واجد نعمات خاصه شوم، پس همه چیز هدر رفت، پس نمی‌توانم، پس من جهنمی هستم و راضی به جهنم باشم. نه، این رفتار با فرهنگ اهل بیت عصمت و طهارت(ع) سازگاری ندارد. در فرهنگ اهل بیت(ع)‌ انسان باید از هر موضوع مثبتی، از هر حادثه‌ای که خدا قرار می‌دهد، برای حرکت قوی‌تر به سوی ظهور استفاده کند. پس بیائیم و زمانی که سورة حمد را تلاوت می‌کنیم، جایگاه خودمان را بشناسیم و ببینیم اگر از نعمات خاصه بهره‌مند هستیم، خدا را شاکر باشیم و اگر واجد نعمات خاصه نیستیم، عزم کنیم، همت کنیم و قوی‌تر حرکت کنیم. بیائیم و ببینیم کجای کارمان اشکال دارد؟ ای کاش مولایمان غائب نبودند و در بین ما حضور داشتند و ما ایشان را می‌شناختیم و نزد ایشان می‌رفتیم و می‌گفتیم: مولاجان! ما در کدام یک از دسته‌جات معرفی شده در سورة حمد قرار می‌گیریم. اگر خدای ناکرده در دسته آخر قرار می‌گرفتیم، از ایشان طلب دعا می‌کردیم و می‌پرسیدیم: مولا جان اشکالمان چیست؟ امیدوارم که خداوند دست‌ما را بگیرد و در کمال شادی و در فضایی از شادی و عافیت، بر صراط المستقیم قرار دهد و ما را از نعمات خاصه خود بسیار بهره‌مند کند. عزیزان من! أنبیاء و رُسُل(ع) بر صراط المستقیم بودند، زیرا واجد نعمات خاصه بودند

 در احادیث آمده است که اهل بیت (ع) خود صراط المستقیم هستند یعنی اگر ما می‌خواهیم در این راه حرکت کنیم باید اشبه به امام (ع) شویم . در موضوع نعمات خاصه بعنوان حداقل تعریف می‌گوییم که آنچه یک شیعه علاوه بر نعماتی که دیگر اقوام دارند، باید داشته باشد و در حدیث زیر هم موضوعی زیبا مطرح شده است:

 قال الإمام(ع): صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ ... لیس هؤلاء المنعم علیهم بالمال و صحة البدن، و إن کان کل هذا نعمة من الله ظاهرة أ لا ترون أن هؤلاء قد یکونون کفارا، أو فساقا ... امام حسن عسگری(ع) در مورد آیة " صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ "/ تفسیرإمام‏عسکری ص47 ح22/ معانی‏الأخبار ص36 باب:معنی‏الصراط / بحارالأنوار ج24 ص10 باب24:أنهم(ع)السبیل [تفسیرإمام(ع)]و[معانی‌الأخبار]

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: صراط مستقیم


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٦ | ۱:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.