بسم رب الشهدا

 

به مرقد امام رسیدیم.....

 

در مرقد،جمعیت موج  می زد،جمعیتی از ملل مختلف

 خود را در مقابل ضریح مبارک امام یافتم،و به سمت ضریح حرکت کردم...

 

می ترسیدم

می ترسیدم که دوباره عهد ببندم،

می ترسیدم که 2باره پیمان شکنی کنم...

می ترسیدم

اما از آنجایی که اعتماد به نفس مثال زدنی دارم؛دوباره پیمان بستم و خواستم که پیمان شکنی نکنم.

 

عهد بستم که:

حامی بی چون و چرا ولایت باشم.

لیاقت بیابم که سیلی برای انقلاب بخورم.

در راه خدا از مهم ترین و با ارزش ترین اشخاص در زندگیم بگذرم و به قول زیارت عاشورا

بابی انت و امی....

 

در حال نظاره ضریح بودم و در افکارم غرق شده بودم ،که زن عربی را دیدم که کلاه فرزندش را تبرک ضریح می کرد و سپس به سر فرزندش  می مالید.

از این کارش ؛اشک در چشمان حلقه زد ؛آخر یک عرب امامم را بهتر از من شناخته بود....نگران

 

به سمت بهشت زهرا روانه شدیم ؛قلبم تند تند می زد و شعر:

کجایید ای شهیدان خدایی                    بلاجویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک بالان عاشق               پرنده تر ز مرغان هوایی

.......

بر زبانم بود.

 

در حال رفتن به سمت مزار شهید پلارک بودیم(چون راجع به او در وبلاگ روشنایی شب خوانده بودم؛برایم جذاب آمد) که:

شهیدی سید را دیدم که در سال 79به فیض شهادت نائل شده بود.

آنجا بود که این شعر در ذهنم تداعی شد:

در باغ شهادت باز باز است......

و راه شهادت:

فقط بندگی است.(راستی برای تک تک همرزمام آرزوی شهادت کردما)دل شکسته

 

نزدیک مزار شهید پلارک؛شهدای گمنام حضور داشتند؛ شهدایی که با من در گمنامی شریک هستند:

آنها پلاکشان را گم کرده اند؛ و من هویتم را.

چقدر غریب بودن و آرامش بخش؛آنجا نشستم و برای تک تک دوستانم دعا کردم دعا کردم که:

بعد از دعا برای ظهور آقامون؛

و به اوج رسیدن جامعه اسلامی و حفظ آقا؛امام خامنه ای که دعا تک تک شماست؛

هدایت شدنمان را خواستم؛عاقبت به خیری؛ سرباز آقا شدن ؛ بنده شدن ؛شهادت ؛ و و زهرایی شدن را و......فرشته

 

وقتی به سمت مزار شهید پلارک رسیدیم ، خواستم از او ،که ما را رهرویش قرار دهد و چون شلوغ بود کنار مزارش زیاد کنارش نماندیم.

 

به علت ارادتی که به شهید باقری داشتم به دنبال مزارش گشتیم؛

به علت عجله ای که داشتیم چون باید راهی قم می شدیم (سید ممنون که به من افتخار همراهی تا قم را دادی)،نیافتیم و داشتیم بر می گشتیم که؛

خواهر گرامی سید یافتش؛جمعشان جمع بود:شهید چمران و شهید همت و......

بعد از فاتحه خواندن ؛

 

سریع راهی ایستگاه مترو شدیم؛بعد از خواندن نماز مغرب و اعشا؛سوار مترو شدیم و به ترمینال جنوب رسیدیم و سوار اتوبوس شدیم؛

چقدر این اتوبوس جذاب بود:هم پوشش ما زیاد بودن و روحانیم داشت و ....

در اتوبوس تا خود قم،صحبت کردیم(یادته سید)لبخند

 

به قم رسیدیم و دوست گرام ما به دنبالمان آمد،تا ساعت4صبح حرف زدیم،غافل از اینکه فردا8صبح جلسه دارم؛

 

نمی دانید چقدر استرس زا است که7.55بیدار شی و با سرعت خودتو به دفتر مقام معظم رهبری در دانشگاه ها برسونی!!!!!!!!!!

 

جلسه شروع شد!!!!!!!!!!!!!!!

جلسه برای حکمت بود و هدفش مصلح کردن دانشجویان صالح است؛

به من کلی سخت گذشت:

درست است کنار 6صالح دانشگاهی بودن و 4 روحانی مورد تایید آقا بودن عالیست:

اما

اما

اگر در دانشگاه ها ببینی استعدادها را؛

ببینی این همه خرج کردن برای مصلح کردن دانشجویان مستعد را؛

ببینی بهترین نوع برنامه ریزی را؛

و...

اما نتیجه ی مورد قبول را نبینی!!!!!!!

چه احساسی پیدا می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می دانم مامور تکلیفیم اما وقتی امکانات داریم

پس چرا بی نتیجه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟متفکر

 

ادامه دارد.......................

راستی بچه ها تب و لرز داشتم دیشب خیلی بهم سخت گذشت  بابای عزیزتر از جانم تا خود صبح مراقبم بود .

ممنون بابای خوبمقلب

و هم چنین از حضور خانم هاشمیان همسر گرامی شهید اصغری خواه تشکر میکنم که با حضورتون در وبلاگم برکت دادیدقلب

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سفرنامه4


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۳۱ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

به نام خداوند باقی و کافی

 

زنگ آپارتمان خانم هاشمیان را فشردیم و درب اصلی گشوده شد،سوار آسانسور شدیم و به سمت بالا رفتیم ؛

زمانی که درب آسانسور باز شد،جلوی درب کفش هایی دیدیم که نشانی از مهمان داشتن این خانه را می داد؛

سید تحت تاثیر قرار می گیرد و دکمه ی بازگشت را می فشارد،تعجب

اما مگر من می گذارم بدون دیدار برویم با کمی صحبت کردن ،2باره بازمی می گردیم،درب را گشودند و ما با دختر گرامیشان و نوه ی آن شهید بزرگوار و نیز پسرشان روبه رو شدیم.

آنجا بود که متوجه استراحت مطلقی این بانوی خستگی ناپذیر شدیم و وارد اتاقشان شدیم،

با بانویی روبه رو شدم:

دل کنده از دنیا،عاشق همسرش نه فقط به علت گرایش همسران به هم بلکه به علت مرام و راهش؛

مرامی که خاص آن بچه ها بود،فرماندهی که خدا را دید و خدا او را لایق خود یافت واو را به سوی خودش فرا خواند ؛

فرماندهی که زمین لیاقت قدمگاه او بودن را نداشت،لبخند

فرماندهی که نشانی از فرمانده ی اصلیش آقا امام زمان داشت؛فرماندهی که ویژگی سربازانش را:

متکی به خدا بودن،

متکی به زمان نبودن،

مطیع بودن،

مسئولیت پذیر بودن،

توجیه بودن و

صابر بودن میخواند

آری ویژگی یاران امام زمان.لبخند

 

وقتی در آن خانه بودم

حس می کردم حضور شهید را، حس می کردم گرمای عشق به خدا را،حس می کردم دلتنگی بانوی خستگی ناپذیر را از این دنیا،

دلتنگیش را از مسلمانان بی نشان از اسلام،دلتنگیش را از کمبود دید گاه فرماندهانی مثل همسرش را.......

 

نمی دانید چه دنیایی بود در آن خانه؛دنیایی بزرگتر از این جهان؛

سقفش گویی آسمان آبی بود و سنگفرشش از قدمگاه بودن شهید سخن می گفت ............

 

وقتی خانم هاشمیان داستان تحول مرا شنید به من لقب:

حریه

داد و آنجا بود که خواستم از ایشان که برایم دعا کنند تا ثابت قدم بمانم در این راه؛

و خانم هاشمیان کلیدی دادند برای ثابت قدمیم و آن ؛این بود:

رابطه ی بیشتر با شهدا!!!!!!!!!!!!!!!!

 

میگذرم از ساعت 11شب رسیدن به خانه ی دوستم و رو به رو شدن با پدری مهربان و دل نگران و

 از شام و استراحتم چیزی نمی گویم....شیطان

 

صبح شد و طبق قرار برای خرید منابع ارشدم به سوی انقلاب رهسپار شدیم،وقتی با واحد به سمت انقلاب می رفتیم:

نظاره میکردم ساختمان های عظیم را؛مردم پر مشغله نیز دیدنی بودند،جوانانی پاک اما با ظاه......

 

حال به انقلاب رسیدیم و قدم در خیابان انقلاب نهادیم:

وای که چقدر زیبا بود،دیدن دغدغه هایی از یک جنس،جنسی چون کتاب،

چقدر زیبا بود که می توانستی هر کتابی را بیابی،و میتوانستی هر کتابی را با نازلترین قیمت بخری........

کتابهایم را خریدم و به سمت خانه رفتیم در بین راه به مسجد فلسطین سری زدیم برای خواندن نماز ظهر و عصر

چه عظمت و آرامشی داشت این مسجد....

در راه منتظر شنیدن تبریک روز ولادت علی اکبر حسین(ع)بودیم اما گویی در هم همه ی شهر کسی یادش نیامد که ما هم جوانیم......آه.....

به خانه رسیدیم و بعد از ناهار و استراحت ،آهنگ رفتن به سمت مرقد پیر جماران را کردیم

 

خیلی شگفت انگیز بود:

وسیله ای به نام مترو برای حمل و نقل

کاش هرکسی سوار این وسیله میشد دعایی برای بانیانش کند تا به این وضع......

راستی خدا قسمتتان کناد سوار شدن مترو را!خنده

 

به مرقد امام رسیدیم....

ادامه دارد..........................


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سفرنامه 3


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۳٠ | ٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

به نام خالقی که قادر است و عالم

 

و به ترمینال آزادی رسیدم

 وقتی از اتوبوس پایین آمدم ،خود را در جایی یافتم :

سرشار از دود ؛و سر و صدایی سترگ گوشهایم را نوازش دادند آنجا بود که فهمیدم در تهران بزرگ با آن ویژگیهای منحصر به فردش هستم...

در گوشه ای از ترمینال با متانت وآرامش نشستم و چشمانم در انتظار دیدار سید(من به دوست عزیزم که سیده خانم عزیزی هستن میگویم)پلک نمیزد(میزدا برای هیجان انگیز کردن سفرم گفتم) و برای اثبات فرهنگ اسلامیم به خودم کتاب:حسین(ع)عقل سرخ(گفت وگو با حسن رحیم پور)را از کیفم درآوردم  شروع به مطالعه کردم،کتابی تاثیرگذار بود حداقل روی من خیلی موثر بود ،از آنجایی که خسیس نیستم قسمت هایی از کتاب را برایتان مینویسم:

...در سال61هجری هم مثل قبل بر ماذنه ها شعار توحید میدادند و مردم رو به قبله نماز می گزارند؛اما طعم اسلام تغییر کرده بود و....

...اجرای بدون تبعیض حدود الهی ترک شده بود...

و چقدر سال 61 را نزدیک یافتم و گویی خود طعمش را چشیده ام و

زمانیکه به گفته ی پیامبر عزیزم؛حضرت محمد(ص) رسیدم که فرمودند:

در شکل و محتوا هرگز اندیشه مذهب به دست ضد مذهب از صحنه خارج نشده است.

و خطر،اینست  که اسلام مثل پوستین مغلوب و وارونه پوشیده شود و زننده شود تا بتوانند به آن خیانت بکنند و آن را زیر پا بگذارند.

یاد زمان جنگ افتادم که بچه های دهه60،چگونه در مقابل دشمنان اسلام ایستادند ؛دشمنانی که بسیار قدر بودند در امکانات وتاکنیک ها ی جنگی اما

نیروی ایمان،فرزندان زنان مسلمان بود ،که پیروز میدان بود و به گفته ی شهید محمد بیگلو:فرماندهی بر عهده ی امام عصر بود و

بچه های دهه 60با این باور و فرمانده بود که مشتی محکم بر دهان همه ی قدرت های فاسد جهان زد.

آری دستمشان خالی اما قلبی سرشار از ایمانشان سبب پیروزی شد زیرا خالق ما وفادارترین است در عهد های خود

عهدی که در آن پیروزی حق را حتمی دانسته است.

اما هم اکنون دهه 90 با جریانی انحرافی از دل ... روبه رو هستیم جریانی که:

نماز میخوانند،خودی هستند،حرفهایشان زیبا وآشناست و عملشان دور وپلید

میبینم فتنه هایشان را،ضربه هایشان را به اسلام احساس میکنم اما به قول همین کتاب:

خداوند تغییر دهنده احوال و جریانات است اما میخواهد ما را امتحان کند.

خدایا ما را پیروز از جریانات دربیاور.

در این افکار بودم که:

که:

چشمان به سید روشن شد و بعد از ابراز احساسات به سمت خانه روانه شدیم،

ای مردم!

ای دوستان!

پیشرفت علمی را دیدم از جنسBRT

نمیدانید چه فشار عظیمی ، از جنس محبت، از جانب هم وطنامم احساس نمودم.

و چه گرمای عشقی از آن موج میزد...

به خانه ی دوستم رسیدم:

دیدار مادری که :

الگوی صبر و ایثار است چه لذتی دارد.

دیدار خواهری همفکر و همرزم و پایه کار چه انرژی زاست.

و ملاقات برادرزاده اش سید علی،مرا به آینده ی جامعه امیدوار نمود

بعد از میل غذا(جای همگی خالی،دستپختی دارن این مادر)به سینما برای دیدن فیلم سیزده59رهسپار شدیم:

نقد فیلم را برای بعد میگذارم و

بغضم را به علت فراموشکاری خودم ،نسلم،جامعه نسبت به جانبازان را که در گلویم احساس میکنم را در پستی دیگر خالی مینمایم؛

و آه وناله هایم را به قسمت هایی از فیلم که ارزش های اسلامی و فرهنگ مذهبی را زیر سوال برده بود را در جای دیگر فریاد میزنم،

بعد از فیلم برلی اقامه نماز مغرب به مسجدی وارد شدیم ،که خدا اجرشان دهد بانیانشان را

چه کارهای فرهنگی ،فتبارک الله احسن الخالقین

در مسیر خانه ،منزل خانم هاشمیان،همسر گرانقدر شهید محبوب گیلان ،شهید اصغریخواه بود:

که با اصرار من و خواهر گرامیه سید و با اکراه سید(به علت دیر وقت بودن و..)زنگ خانه را فشردیم و...

ادامه دارد....


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سفرنامه2


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٩ | ۳:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

به نام خالقی که خلق نمود جهانی را با این فراخی

و دعوت نمود از بندگانش که تفکر نمایند در تک تک مخلوقاتش

 

به پاس تشکر از خالق محبوبم ،نتایج سفرم را در سفرنامه تقدیم شما عزیزان می کنم :

 

زمانی که از شهر محبوبم ،تنکابن،رهسپار کلان شهر،تهران بزرگ،شدم با چیز ها و وقایع عظیمی رودر رو شدم !!!!

اگر آمادگی لازم برای رودررو شدن با مطالبم را در خود ایجاد کرده اید ،بسم الله:

 

می گذرم از اینکه دیرشده بود و با چه عجله ای به سمت ترمینال روانه شدم و در بین راه متوجه شدنم که  تلفن همراهم را با خود همراه نساختم و به اجبار با محاسبات پیچیده سرعت نور با فرمول ذکر به سمت خانه رفتم و همراهم را همراهم یافتم  و به علت سروقت رسیدنم خدا را شکر کردم

اما از این همه عجله به خرج دادنم در ایران شرمسار شدم ، آخر مگر من نمیدانم که اینجا ایران است و سروقت بودن امری است ....

 

حال که سوار اتوبوس شدم و با نظاره کردن طبیعت اطرافم فقط این ذکر را شایسته دیدم:

لا حول و لا قوۀ الا بالله

زمانیکه تابلو چالوس را دیدم یاد همرزم  چالوسیم افتادم (سلام  سارا خانم)

در چالوس توقفی نمودیم تا مسافران تکمیل کنند صندلیهایی که انتظارشان را میکشیدند؛

افسوس و صدافسوس تنها من بودم و مادری که هم پوشش بودیم از دل هایشان بیخبر بودم اما ظاهرشان با من تفاوتی چند داشتن

مطمئن بودم که دلهایشان به من نزدیک است زیرا همه قلبی در سینه دارند و در آن قلب خدایی واحد است که همه را دعوت میکند:قلب

به هم نوع دوستی،به محبت،به خداپرستی و......

جاده کندوان را با پیچ هایش پشت سر گذاشتیم و در مکانی سکنی گزیدیم برای ناهار و نماز؛

وضوئی گرفتیم و نمازخانه ای را یافتم در کنجی و چقدر کوچک و غریب و....

در حال آماده شدن برای نماز بودم که متوجه مختلط بودن نمازخانه شدم!!!!عجبا!!!!!سوال

و آنجا بود که به جمع کثیر خارج از محدوده ی نماز خانه حق دادم که  تجمعشان در بیرون از این مکان باشد و نماز اول وقت نخوانن؛

همگام با یاران اتوبوسی خود شدم و اتوبوس نیز به سمت تهران راهی شد؛

همچنان که خارج را مینگریستم به نتایجی رسیدم و زمانی که به کرج (به قتل رسیدن روح ا...داداشیم تسلیت میگم خدایمان بیامرزد)رسیدم نتایجم را تکمیل نمودم و آن این است :

واقیعت جامعه ما ؛ غرق شدن در مرداب استخرمانند دنیای غرب است آخ و کاری که از دستان کوچک من برمی آید اینست که:

خود را اصلاح نمایم و از خدا بخواهم که توانایی هدایت دیگران را بیابم و تمام توان خود را در جهت اصلاح مسئولینی  که مسلمانیشان تماما نمایان است و اسلامشان ..... به کار گیرم ..

وای ؛چه عظمتی دارد این برج میلاد!!!!!!!!!!!!!!!

برج آزادی چقدر یادآور زمان انقلاب است برای من(سنم زیاد نیستا ،شما بهتر میدونید علم پیشرفت کرده وتلویزیون و اینترنت دسترسی به همه چیزو آسون کرده) کاش بودم  و همراه افتادن شهدای انقلابی فریاد میزدم که:

توپ،تانک،مسلسل دیگر اثر ندارد،

کاش بودموشریک بودم در بدست آمدن این انقلاب،

کاش بودمو آقای رفسنجانیه اونموقعو رو میدیدم ،

کاش .....

اما

خداروشکر

که با همرزمام در جبهه  فرهنگی فریاد میزنم که:

ماهواره،اینترنت،فارسی1و....دیگر اثر ندارد،

ما رهبری داریم که جانمان را فدای لبخندش میکنیمفرشته،

خداروشکر.....

 

به ترمینال آزادی رسیدم................

 

ادامه دارد....................................................


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سفرنامه1


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢۸ | ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

هوالحق

سلام دوستان پاک و همرزمان قوت قلب

چند روزی به علت چند کاری در فضای مجازی نمیتونم حضور به هم برسلنم.

 

 

وای چرا گریه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم به قلمم عادت و حتی وابسته شدید اما چه کنم

تکلیفی بر شانه هایم سنگینی می کند!!!!!!!!!!

راستشو بخواید دله منم براتون تنگ میشه.

مطمئنا انشالله4شنبه حرم حضرت معصومه هستم و دعا گوی همگی

انشالله جمکران هم قسمتم شد نیز دعاتون میکنم.

به همین خاطر چند نکته عرض میکنم:

4شنبه میلاد مبارک علی اکبر(ع) جوان مولایمان ، شجاع ترین جوان ،شبیه ترین به پیغمبر وخار چشم دشمنان اسلام را به تمام مسلمین جهان تبریک می گویم

و به تمام جوانای گل سرزمینم ،روز جوان را تبریک میگم.

 

و روز تولد همرزمم سرکار خانم نرجس مقصودی که مصادف با سالروز میلاد مولایمان آقا امام زمان است را تبریک میگویم و امیدوارم جزو یارانش شمارش شود و با بهترین آرزوها که شهادت در راه خداست تولدت را تبریگ میگم.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خداحافظی


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٠ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

روزگاری شهر ما ویران نبود!

دین فروشی اینقدر ارزان نبود!

صحبت از موسیقی و عرفان نبود!هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود!

دختران را بی حجابی ننگ بود!

رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود!

مرجعیت مظهر تکریم بود!حکم او را عالمی تسلیم بود!اینک ما....

پشت پا بر دین زدن آزادگی است!

حرف حق گفتن عقب افتادگی است!

آخر ای پرده نشین فاطمه(س)!

کی رسی بر داد دین فاطمه(س)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 آقا!آقا!آقا!

دلم در بند توست!

کی میایی؟کی میایی؟

آقا!

ظالمان بد جوری در ظلم غرقن و

پاکان تو تمام تلاششان را برای آمدنت میکنند!

اما آخر چرا نمیایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی هنوزم 313 مرد میدانت را نیافتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقا جونم!روز تولدت ما را و چشمان ما را با انوار ظهورت آشنا کن!

آقا جون!میترسم میترسم که آمدی تحمل عدلت را نداشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میترسم وقتی که آمدی نتوانم تشخیص دهم جبهه حق و باطلت را؟؟؟؟؟؟؟؟

من که چشمم به لبان و فرمایشات نائب بر حقت است اما میترسم در آن زمان نائبت را تنها گذارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما

اما

اما

دوست دارم ظهور کنی!

مهربان ترین

ظهور کن!

ظهور کن.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: آقاجون


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٠ | ۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

سلام دوستان

(جواب سلام واجبه اگه جواب ندادید خوش به حال منو بد به حال شما)

 

چند روز پیش داشتم برای مرور فیلم خداحافظ رفیقو میدیدم،

یه جاش هست که هربار بش میرسه اشکم در میآد(بنده زیاد گریه او نیستما اما پای این مسائل که میشه نمیدونم دسته خودم نیست به قول یکی از همرزما{نرگسو میگما}:احساسات پاک دخترونه است)

اونجاش که:

جانبازه پیش دوستای شهیدش هست وقتی شهدا میخوان ازش جدا شن با گریه میگه :

منم با خودتون ببرید و...درسته جذام گناه منو گرفته و.....

یکی از این شهدا به قول معروف فرمانده بهش گفت:

جمله بندیش دقیق یادم نمیاد طبق جمله ی معروفم:مفهومی گوش دادم عذر تقصیر

مسلم دلشو داد به حسین و رفت کوفه

دیگه دلی براش نمونده بود که بگیره....

به خودم لرزیدم از این همه آه و ناله شرمنده شدم

از بعضی نامیدیام دلگیر شدم

چون:

اگه منم دلمو داده بودم به مولام صاحب الزمان دیگه دلتنگی چیه؟؟؟؟

نامیدی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کم تحرکی به خاطر بی مسئولیتی برخی مسئولین چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یه قسمت دیگه شم همین شهدا رفتن به دیدن جانباز دیگه تو نانوایی:

شهدانو شیطنت خاص خودشون که بنده هم فقط قسمت شیطنتو از شهدا آموختم

بهش گفتن:

چقدر وابسته شدی به مال دنیا و....

جانبازم جواب داد:

هر کی هر چی از خدا میخواست بهش رسید تو شهادت خواستی و من رضای او رو

اینجام یه نیمچه لرزشی گرفتمو مرور کردم بندگیمو..............

 

خدایا!ما را راضی بدار به رضایت


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شهدا


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٩ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

 

 

عمار!!!!!!!!!!!!!

من!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

شهدا!!!!!!!!!!!!!!!

من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

جبهه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

جنگ نرم!!!!!!!!!!!!!!!!

من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

بصیرت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

حزب علی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

رهبرم!!!!!!!!!!!!!!

من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

با این همه فاصله

 

یار امام زمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

حکومت امام زمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

امام زمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا!نگذار کاری کنم که صدای غربت فرزند زهرا(س) که همانند ناله های مادرش است به گوش برسد.

 

ای رهبرم

ای امامم

ای جانم

منو حلال کن به خاطر کم کاریام

و برام دعا کن که لیاقت سربازی شما که مقدمه سربازی مولایمان است را بیابم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عمار ومن


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱۸ | ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

با احترام خدمت شمالیا عزیز تقدیم میکنم:

شعری از  شوهر خواهره عزیزم آقای انوش علیزاده را:

 

شمال

شمال آن سرزمین پاک قدسی                             

 شمالی مردم حق و درستی

شمال آن کوچه های پر ز ریحان                            

شمالی مردمان زیر باران

 

شمال و آن همه زیبایی و ناز                                

شمالی مردمی با ساز و آواز

شمال و نهر پر آب روانش                                   

شمال و مردم گیلک زبانش

 

شمال و خلوت باغات چایی                                 

شمالی سفره اش زیتون و ماهی

شمال و پاکی و عشق و صداقت                             

شمالی مردمانی با بلاغت

 

شمال و ماهی دریای پاکش                                 

شمال و حبه انگور تاکش

شمال و مردمان عشق بازش                               

 شمال و مردم مهمان نوازش

 

شمال و آسمان پر ز باران                                   

شمالی مردمی در پیش یاران

شمال و آن لطافت های هستی                             

شمالی عارفی در حال مستی

 

شمال و جنگل پر ز دلیرش                                

شمال و غیرت مردان شیرش

شمال و چشمه های پر ز آبش                             

شمال و آن طبیعت های نابش

 

خدایا این همه دارایی توست                               

شمالی بنده زیبایی توست

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شمال


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٧ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

امروز مثل خیلی از شما رفتم نماز جمعه.

به امید یک راه پیمایی خوب و برنامه ریزی شده بودم.

موقع شنیدن سخنان گهربار امام جمعه شهرمون شد،

انصافا قشنگ حرف زدو کوبوند

از مسئولین نالید که چرا طرح عفافی که5سال بسته شده اجرا نمیشه.....

از فسادو بی حیایی خانما گفت و.......

از بی غیرتی آقایون حرفی نزد(شرمنده همگی نمیتونم نقد نکنم)!!!!!!!!!!!!!!!

یکهو یاد حرف شهید همت افتادم که خطاب به زنش گفت:

شاید نوع رفتارم،طرز برخوردم و نوع بیان ونگاهم اینا رو به گناه انداخته!!!!!!!!!

بعدش یه نگاهی گذرا از طریق ذهنم انجام دادم که:

تبلیغات معنوی در سطح شهر کمه

مساجد نیمه فعال یا غیر فعالن

مسئولین مساجد الگوهای مناسبی نیستن

شهر کوچک ما به خاطر توریستی بودنش(تنکابن عزیزم)آماج حملات تهاجمانه فرهنگی سایر شهر هاست

چشم و هم چشمی هم شهریانم برای نشان دادن زیبایی ظاهریشان

بی غیرتی مردان شهرم

نبود فروشگاه تولیدات مذهبی مناسب با قیمت مناسب

و

و

و

تبلیغات ضعیف در امور معنوی

وقتی برای افتتاح یک مغازه...اونقد تبلیغ میشه اما برای اصول.....

 

خوب4سال در دانشگاه رشت با همرزمام فعالیت میکردم

در بسیج جایی که فکر از تو بود

اجرا از تو بودو

آرمانی کار میکردی

کسی اعتراض نمیکرد و باهات تا ته میومدن

 

اما امروز از درس فارغ شدم البته دارم برا ارشد میخونم اما نمیتونم چشممو ببندم روی اینهمه به هرز رفتن نیروهای پاک

 

اما

اما

خلا همرزمامو حس میکنم

دیگه وقتی با دل پر از پیش یه مسئول میام با کی گریه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ولی همرزما برام دعا کنید که در 2جبهه علم و کار فرهنگی کم نیارم.

 

خدایا!استقامت در راهت را به من ارزانی بدار.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: همرزما


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٧ | ٥:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

سلام دوستان عزیز

مژده :

شوهر خواهرم آقای انوش علیزاده دستی بر قلم در حیطه ی شعر دارند

که به بنده ی حقیر افتخار همرزمی در جبهه ی جنگ نرم همراه با من رو دادن

در زیر قسمتی از اشعار ایشان است:

 

خدا

من امشب آسمانی خسته دارم

دلم می خواهد امشب را ببارم

خدایا صاف کن دشت دلم را

که می خواهم تو را در آن بکارم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خدا


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٦ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمیدونم چه چیزی مثل خوره افتاد به جونم که این مطلب........

بهتره اسمشو بذارم دردودلو بنویسم............

 

شاید چون خسته شدم از بس از اینو اون شنیدم که:

به به دکترتونو دیدید چی ازآب دراومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این همون آرماناتون بود که براش داشتی جون میدادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وضیعیت خطرناکه شمام باهاش بد شدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و.......................

اما به همه میگم:

اگه بازم به سال88برگردم با همون انرژی ازشون دفاع میکنم.

میدونید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون حداقل ازآرمانها اسم میبرد

سعی کرد قدم برداره در راه عدالت

شجاعت عملکرد در مقابل داخلی و خارجی رو داره

حالا یه جریانی معلوم نیست از کجا پیدا میشه

که تیشه میزنه به ریشه

 

اما بازم مثل تموم فتنه ها موفق نمیشه و محکوم به فناست

چون ما پیرو ولایتیم

آره ما آفتاب پرستیم اما فقط در برابر خورشید ولایت رنگ میبازیم

و اگر ببینیم این جریان ملعون به انقلاب خدشه ای وارد کنه

از همه میگذریمو سینه سپر میکنیم جلوی تموم دنیا.

 

بدونید انقلاب ما

دست امام زمانه

دعای ولی امر مسلمین پشتشه

مادر شهدا برای حفظش اشک میریزن

وماها براش جون میدیم

خدایا!دکتر سال88 رو به ما برگردون

خدایا این جریان انحرافی اگر قابل هدایت نیستن نابود بگردان


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جریان انحرافی


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٦ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

با نام آفریدگار امام حسین(ع) حضرت عباس(ع) وامام سجاد

دیشب جاتون خالی با همرزما رفته بودیم جشن

سوال پخش کردن تا هر کسی که جوابه درست داد بهش جایزه بدن

ریا نباشه در حال جواب دادن بودیم که

 

یه خانمی اومدو گفت:جوابارو به منم بگید

منم گفتم:شرمنده بنظرم مشکل شرعی داره

به خانمه کلی برخوردو بعد کمی نوازش بنده البته لفظی فرمودن:

اگه بهم کمک میکردی شایدبرنده

من خوشحال خوشحال لبخند میزدم.

آخر برنامه شدو وقت قرعه کشی اسم ما بین10نفر نبود............

از قضا یکی نبود اسم دیگه ای برداشتنو

اگه گفتید اسم کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درست حدس زدید

اسم بنده حقیر

وقتی هدیه رو گرفتم

رفتم پیش اون خانمو  گفتم:

شرمنده از حرفم قصد بدی نداشتم

محض ریا گفتم:هدیه مال شما

که نگرفت خدارو...

اما با خودم گفتم:

خدا همواره در حال نشانه گذاری کاش متوجه شیم.

خداوندا!ما را رهرو ثارالله و ابوالفضل قرار ده تا یار امام زمان شویم.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حس خدا


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٥ | ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان سپاه به مناسبت روز پاسدار
 
کسانی که دراختلاف‌ها می‌دمندآیاشادمانی دشمن را نمی‌بینند/
 
 
لزوم روشنگری درقبال حرکت‌های‏ غلط به‌دور ازجنجال
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئولین حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاسداری حقیقی از انقلاب اسلامی را حفظ حرکت پیش رونده، پرشتاب، پرنشاط و انقلابی نظام اسلامی به سمت اهداف والای ترسیم شده دانستند و تأکید کردند: یکی از موارد بسیار مهم و ضروری برای ادامه حرکت تکاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از دمیدن و مشتعل کردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه دستگاهها و جریانهای سیاسی و فکری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که در آستانه سوم شعبان سالروز میلاد بزرگ پاسدار اسلام حضرت سیدالشهدا علیه السلام و روز پاسدار برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک اعیاد شعبانیه بویژه سوم شعبان، نامگذاری سالروز میلاد حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان روز پاسدار را ابتکاری پرمغز و جهت دِه خواندند و افزودند: معنای واقعی پاسداری از اسلام با همه ابعاد آن، در دوران ده ساله امامت حضرت اباعبدالله علیه السلام تحقق پیدا کرد، بنابراین بازخوانی رفتار و حرکات آن حضرت در دوران امامت، ترسیم کننده مبانی و شاخص های واقعی پاسداری است.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین دوران ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا علیه السلام، به سرفصل های مهم حرکت ایشان از جمله انذار، تحرک تبلیغاتی، بیدار و حساس کردن خواص، ایستادگی با جان و مجاهدت در مقابل حرکت انحرافی فوق العاده خطرناک آن زمان، و عمل براساس دستورات اسلام، اشاره و خاطرنشان کردند: حرکت و ایثار امام حسین علیه السلام و ابعاد گسترده آن بویژه فجایعی که برای خاندان آن حضرت پیش آمد، موجب ماندگاری این حرکت در تاریخ و حفظ اسلام و ارزشها شد.

حضرت آیت الله خامنه ای یکی از ابعاد سخت حرکت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را صبر ایشان در مقابل تردید افکنی های خواص و صاحب نامان آن دوران ارزیابی کردند و افزودند: سخت ترین صبر امام حسین علیه السلام ایستادگی در برابر سخنان به ظاهر مصلحت اندیشانه و وسوسه های افراد صاحب نفوذ و تأثیرگذاری بود که با توجیهات به ظاهر شرعی، امام را از گام گذاشتن در این مسیر منع می کردند اما حضرت اباعبدالله علیه السلام با صبر بر این تردید افکنی ها و با عزم و اراده، وارد میدان شدند و جریان اسلام را از انحرافی بزرگ نجات دادند.

ایشان پس از تبیین معنای واقعی پاسداری در چارچوب حرکت امام حسین (ع)، افزودند: نامگذاری سوم شعبان به عنوان روز پاسدار، بدین معنا است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می خواهد همواره در راه حضرت سیدالشهداء حرکت کند و بررسی منصفانه عملکرد سپاه از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون نیز نشان می دهد سپاه پاسداران حقاً و انصافاً در این راه قدم برداشته و ایستادگی کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی لازمه ادامه حرکت رو به رشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با توجه به ویژگیها و شاخص های ترسیم شده برای پاسداری را، ارتقای توانایی، کیفیت و هوشمندی سپاه در همه ابعاد دانستند و خاطرنشان کردند: اگر نسل گذشته سپاه در شرایط و انگیزه های قوی اوائل انقلاب و دوران دفاع مقدس رشد و تکامل پیدا کرد، نسل جوان و جدید سپاه نیز باید از لحاظ معرفت، آگاهی، بصیرت، فداکاری، انجام درست کار و انجام به هنگام وظیفه، به مراتب بالاتر و مستحکم تر باشد زیرا امروز اگرچه جنگ نظامی وجود ندارد ولی جنگی ظریفتر و البته خطرناک تر در جریان است.

رهبر انقلاب اسلامی سپس به تشریح معنای واقعی هویت پاسداری سپاه پرداختند و افزودند: نباید از مفهوم «پاسداری از انقلاب» معنایی محافظه کارانه و حفظ وضع موجود انقلاب برداشت شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه انقلاب در ذات خود یک حرکت پیش رونده و پرشتاب به سمت اهداف ترسیم شده است، خاطرنشان کردند: پاسداری از انقلاب به معنای حفظ حرکت پیش رونده و انقلابی نظام اسلامی است.

ایشان لازمه پاسداری سپاه از حرکت انقلابی و پیش رونده نظام اسلامی را دو حرکت درونی و بیرونی در سپاه پاسداران دانستند و افزودند: حرکت درونی که سپاه همواره به آن نیاز دارد دارای دو بُعد معنوی و مادی است که بعد معنوی آن، توجه ویژه به ارزشها و مشخص کردن شاخص های ارزشی پاسداری و سنجش و ارزیابی همه فرماندهان و بدنه سپاه براساس این شاخص ها، به منظور پیشرفت است.

رهبر انقلاب اسلامی درخصوص بُعد مادی حرکت درونی سپاه خاطرنشان کردند: کارهای تشکیلاتی، علمی، تحقیقاتی، و آموزش های نظامی اجزاء بُعد مادی حرکت درونی سپاه هستند که با قرار گرفتن در کنار بُعد معنوی، یک مجموعه زنده، پرنشاط، همیشه جوان و دارای حرکت رو به جلو بوجود خواهند آورد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: چنین مجموعه ای به عنوان الگوی معنویت، بصیرت، پایبندی به اصول، فکر، تدبیر و حرکت در مسیر صحیح، می تواند تأثیرگذار در پیشبرد حرکت مجموعه انقلاب اسلامی باشد.

ایشان یکی از موارد لازم و بسیار مهم برای پاسداری از حرکت پیش رونده و رو به تحول نظام اسلامی را پرهیز از کارهای غیر مفید و مضر برای این حرکت دانستند و افزودند: یکی از این کارهای مضر، دامن زدن به اختلافات و مشتعل کردن فضای اختلاف و هو و جنجال است که باید همه دستگاهها و نهادهای نظام مراقب این موضوع باشند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید هرچه ممکن است اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها را کم کرد و در فضای بحث های اختلافی ندمید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اظهار تأسف شدید از برخی بگومگوها و بحث های اختلافی در کشور افزودند: کسانی که به این بحث ها دامن می زنند، آیا خوشحالی دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و تحلیل های آنها را نمی بینند. ابراز شادمانی دشمنان، نشان می دهد این موضوع یک نقطه ضعف است، بنابراین باید از ادامه آن جلوگیری کرد.

ایشان با تأکید بر لزوم تفکیک میان اختلاف نظر با ایستادگی یک جریان در مقابل نظام، خاطرنشان کردند: زمانی ممکن است، جریانی در مقابل انقلاب اسلامی بایستد، که در آن زمان قطعاً وظیفه همه، دفاع از انقلاب است، همانگونه که در حوادث سال 88 اتفاق افتاد.

رهبر انقلاب اسلامی در همین خصوص افزودند: اما زمانی موضوع، اختلاف نظر و سلیقه است و نه ایستادن در مقابل انقلاب. در چنین شرایطی، وظیفه همه، ندمیدن در اختلاف نظرها و در پیش گرفتن شیوه تبیین و روشنگری در مقابل برخی افکار غلط، با در نظر گرفتن همه جوانب آن است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: من با حرکت روشنگرانه، تبیین منطقی و مستدل در مقابل تفکر غلط مخالفتی ندارم اما نباید این تفکر غلط را نیز تابلو کرد تا همه از آن مطلع شوند.

ایشان تأکید کردند: هرگونه حرکت روشنگرانه باید به دور از هو و جنجال باشد زیرا جنجال، حرف منطقی را هم خراب می کند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حفظ بیش از پیش وحدت در جامعه افزودند: همه باید همچون صف واحد و دیواری نفوذناپذیر، در مقابل دشمن بایستند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات منطقه، آن را بی سابقه و فصل جدیدی در منطقه و دنیا خواندند و تأکید کردند: در این تحولات، توده های مردمی با گرایش های توحیدی و الهی به معنای واقعی کلمه در میدان هستند و فصل جدیدی در تاریخ منطقه و جهان ورق خورده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به هراس امریکا و صهیونیستها از الگو قرار گرفتن نظام اسلامی برای مردم منطقه افزودند: امریکا و رژیم صهیونیستی هر اندازه هم که در تبلیغات و رسانه های خود، این موضوع و گرایش های اسلامی مردم منطقه را انکار کنند، نمی توانند واقعیات موجود و حقیقی را تغییر دهند.

ایشان تأکید کردند: موج بعدی حرکتی که اکنون در منطقه آغاز شده است، در کشورهایی فراتر از منطقه خواهد بود و چنین رویدادی به وقوع خواهد پیوست.

                                              برگرفته از:سایت رجانیوز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز پاسدار


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٤ | ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

 

خیلی فکر کردم که چی بنویسم...............................

اما نمیدونستم چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چی بنویسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط یا حسین.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: یا حسین


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱۳ | ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

 

 

بندگی............................

ولایت مداری.........................

جریان انحرافی.................................

جنگ نرم....................................................

همه میدونیم جنگ نرمه میدونیم تهاجم فرهنگیه و همه جانبه

اما جبهه فرهنگیمون خالیه

ولی امر مسلمین گفته تهاجم فرهنگیه

گفته لباس رزم بپوشید اما ما کجاییم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابام میگه:اوایل جنگ بنی صدر خائن مهمات نمیداد اما رزمنده های عاشق ولایت دیوار گوشتی میشدن و از آرمان ها که تماما اسلامی بود دفاع کردن................

اما غافلیم امروز در جبهه فرهنگی....................

آقا مهمات میده

آقا تاکتیک و تکنیک میده

آقا منطقه رو کاملا شناسایی کرده

اما ما.............................

اما ما ......................................

اما ما..................................................

خدایا توفیق شهادت در این جبهه را نصیبمان کن.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٢ | ٢:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

 

 

سلام به همگی

خوب خدا را شاکرم که هیچکس در هیچ جا هیچ شبهه ای نداره.

اما کاش برای اینکه قدرت همدیگرو برای دفاع از آرمان های اسلام و.....بسنجیم کمی در قسمت کرسیه آزاداندیشی نظر میذاشتید.

من نامید نمیشم و با دعا میخوام دعوتتون کنم به اون قسمت.

میگن میخوای بدونی که میتونی یار امام زمان باشی تواناییتو در دفاع و تبلیغ توحید بسنج.

سرباز باشید و یار.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۸ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

دوستان عزیز

هر شبهه ای دارید بنویسید و بگید

بیاید با هم کرسی آزاد اندیشی مدرن داشته باشیم.

منتظرم

 

آزاد اندیشی شعار مظلوم جامعه6

اگر بخواهیم در زمینه گسترش و توسعه واقعىِ فرهنگ و اندیشه و علم حقیقتاً کار کنیم، احتیاج داریم به این‏که از مواهب خدادادى و در درجه اوّل آزاداندیشى استفاده کنیم. آزاداندیشى در جامعه ما یک شعار مظلوم است. تا گفته مى‏شود آزاداندیشى، عدّه‏اى فورى خیال مى‏کنند که بناست همه بنیانهاى اصیل در هم شکسته شود، و آنها چون به آن بنیانها دلبسته‏اند، مى‏ترسند. عدّه‏اى دیگر هم تلقّى مى‏کنند که با آزاداندیشى باید این بنیانها شکسته شود. هر دو گروه به آزاداندیشى – که شرطِ لازم براى رشد فرهنگ و علم است – ظلم مى‏کنند. ما به آزاداندیشى احتیاج داریم. متأسّفانه گذشته فرهنگ کشور ما فضا را براى این آزاداندیشى بسیار تنگ کرده بود


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرسیه آزاد اندیشیه مدرن


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٥ | ۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم...... تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی...

 

 

غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» امام خمینی (ره) از جمله اشعاری است که بعد از رحلت ایشان منتشر شد و مقام معظم رهبری در پاسخ به این غزل زیبا، شعری با مطلع «تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی» همسو با این غزل سرودند که در ادامه هر دو غزل آمده است.

غزل امام خمینی(ره)
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم


غزل مقام معظم رهبری
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مشاعره


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٥ | ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

دلم گرفته

خیلی خیلیم گرفته......................

از اینکه نتونستم بنده باشم......................

نتونستم وقتی به خواستم نرسیدم بگم:شکرت خدا.

نتونستم اثبات کنم که:

که امام زمان میتونی روم حساب کنی.

با عرض شرمندگیه تمام نسبت به

شهدا و رهبرم امام خامنه ای عزیزتر از جانم و

     از همه بالاتر شرمندم حضرت زهرا

بدجورم ازتون شرمندم.................


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٥ | ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

نامه سوم:

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق!

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آن که با گفتار راستین و شایسته، مردم را بسوی حق فرا میخوانی!

در جریان باش که بخاطر کارهای سازنده و شایستهات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.
ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را که خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاکان (گرانقدر) ما است، سپاس می‎گذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(صلی الله علیه و آله) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاک و مطهرش، درودی جاودانه می‎طلبیم.

و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیله‎ای که به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

ما اینک در قرارگاه خویش، در مکانی ناشناخته بر فراز قله‎ای سر به آسمان کشیده، اقامت گزیده‎ایم که به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، بناگزیر از منطقه‎ای پر دار و درخت بدین جا آمده‎ایم و بزودی از اینجا نیز به دشتی گسترده که چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا بدان وسیله در جریان باشی که بخاطر کارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

از این رو تو - که خدای جهان آفرین با چشم عنایتش که هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، وجودت را حفظ کند - باید در برابر فتنه‎ای که جان آنان را که آن را در دل‎هایشان کشته‎اند، به نابودی خواهد افکند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا که از سرکوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتکاران، اندوه زده خواهند شد.

هان ای دوست پراخلاص که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری! خداوند همانسان که دوستان شایسته‎کردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید نماید! ما به تو اطمینان می‎دهیم که هر کس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود کننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود.
و نشانه حرکت و جنبش ما از این خانه‎نشینی و کناره‎گیری، رخداد مهمی است که در سرزمین وحی و رسالت، مکه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نکوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاک که ریختن خون‎های محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد کرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزکارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا که ما پشت سر توحیدگرایان شایسته‎کردار، بوسیله نیایش و راز و نیازی که از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمی‎ماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم کرد.

بنابراین قلب‎های دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند که خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیری‎های هراس‎انگیزی، آنان را به دلهره می‎افکند، اما از گزند آن عنصر تبهکار در امان خواهند بود و سرانجام، کار با دست توانا و ساخت تدبیر نیکوی خدا - تا هنگامی که پیروان ما از گناهان دوری گزینند - شایسته و نیکو خواهد بود.

هان ای دوست پراخلاص که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری! خداوند همانسان که دوستان شایسته‎کردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید نماید! ما به تو اطمینان می‎دهیم که هر کس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود کننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن کس که در دادن نعمت‎هایی که خداوند به او ارزانی داشته، به کسانی که دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین کسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانکار خواهد بود.

دوست واقعی! اکر پیروان ما - که خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد - براستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یکصدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‎افتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان می‎گشت.

از این رو (باید بدانند که) جز برخی رفتار ناشایسته آنان که ناخوشایند ما است و آن عملکرد را زیبنده اینان نمی‎دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‎دارد.

خداوند ما را در یاری بسنده و نیک، کارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(صلی الله علیه و آله) و خاندان پاکش باد!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢ | ۸:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

نامه دوم:

اما بعد! درود بر تو ای دوست پراخلاص در دین خدا!

ای آن که در عشق و ایمان به خاندان وحی و رسالت به اوج آگاهی و یقین پر کشیده‎ای!

من نجات آن کسی را تضمین می‎کنم که در آن فتنه برای خود، موقعیت و جایگاهی نجوید و در انتقاد و عیبجویی از آن به راهی خداپسندانه گام سپارد.
ما در نامه خویش به سوی تو، آفریدگار بی همتایی را که جز او خدایی نیست، سپاس گفته و از بارگاه او بر سرور و سالار و پیام آورمان محمد(صلی الله علیه و آله) و خاندان گرانقدر و پاک او درود و رحمت جاودانه می‎طلبیم.

و به تو که خداوند برای یاری حق توفیقت ارزانی داشته، پاداشت را بخاطر سخنان جاودانه‎ای که با صداقت از جانب ما می‎گویی، کامل و افزون سازد! اعلام می‎داریم که به ما (از جانب آفریدگار هستی) اجازه داده شده است که تو را به افتخار دریافت نامه و پیام کتبی مفتخر ساخته و تو را مسئول سازیم که آنچه را به تو می‎نگاریم، همه را به دوستان راستین ما که در قلمرو پیام رسانیت هستند، برسانی.

به آن دوستان و شیفتگانی که خداوند به برکت فرمانبرداری از حق، گرامیشان بدارد و در پرتو حراست و عنایت خود به آنان، کارهایشان را کفایت و مشکلاتشان را مرتفع سازد.

از این رو به آنچه یادآوری کردیم، آگاه باش که خداوند با یاریش تو را در برابر دشمنانش که از مرزهای دین او بیرون رفته‎اند، تأیید فرماید و نیز در کار بزرگ رسانیدن آنچه که به خواست خداوند بر تو یادآوری و ترسیم خواهیم نمود به کسانی که بدانها اطمینان و اعتماد داری، عمل نما!

گرچه، ما اینک آنچه خداوند(بر اساس حکمت خویش) برای ما و پیروان با ایمانمان، صلاح اندیشیده است، تا هنگامی که حکومت دنیا در دست فاسقان و استبدادگران است، در مکانی دور از قلمرو بیدادگران سکونت گزیده‎ایم، اما بر اوضاع و اخبار شما و جامعه شما به خوبی آگاهیم.

چیزی از رخدادهای زندگی شما بر ما پوشیده نمی‎ماند و شرایط غمبار و دردناکی که شما بدان گرفتار آمده‎اید، آنگونه که هست برای ما شناخته شده است؛ از آن زمانی که بسیاری از شما به راه و رسم ناپسندی که پیشینیان شایسته کردارتان از آن دوری می‎گزیدند، روی آورده و پیمان فطرت را، به گونه‎ای پشت سر انداختید که گویی هرگز بدان آگاه نیستید ... .

شما باید با همه وجود و امکانات به کارهایی بپردازید که او را به دوستی ما نزدیک می‎سازد و از کارهایی که ناخوشایند و موجب خشم و ناراحتی ما می‎گردد، به شدت دوری جویید، چرا که فرمان مرگ بطور ناگهانی فرا می‎رسد، در شرایطی که بازگشت و توبه سودی نبخشیده و پشیمانی از گناه و زشتکاری، او را از کیفر عادلانه ما، رهایی نخواهد داد.
وآنگاه (به کیفر گناهان) به این شرایط غمبار و خفت انگیز گرفتار گشتید.

ما از سرپرستی و رسیدگی به امور شما کوتاهی نورزیده و یاد شما را از صفحه خاطر خویش نزدوده‎ایم؛ که اگر جز این بود، موج سختی‎ها بر شما فرود می‎آمد و دشمنان بدخواه و کینه‎توز، شما را ریشه کن می‎ساختند.

پس پروای خداوند را پیشه سازید و از (اهداف بلند آسمانی) ما پشتیبانی کنید تا شما را از فتنه‎ای که به سویتان روی آورده است و شما اینک در لبه پرتگاه آن قرار گرفته‎اید نجات بخشیم. از نگون بختی و فتنه‎ای که هر کس مرگش فرا رسیده باشد در آن نابود می‎گردد و آن کس که به آرزوی خویش رسیده باشد، از آن دور می‎ماند، و آن فتنه، نشانه‎ای از نشانه‎های نزدیک شدن جنبش ماست و پخش نمودن خبر آن به دستور ما، به وسیله شماست.

خداوند نور خود را، گرچه شرک گرایان را، خوش نیاید، کامل خواهد گردانید. از برافروختن و شعله‎ور ساختن آتش پرشراره جاهلیت که گروه‎های اموی مسلک، آن را برافروخته و گروه هدایت یافتگان را بوسیله آن می‎ترسانند، به سپر دفاعی «تقیه» پناه برده و بدان چنگ زنید! من نجات آن کسی را تضمین می‎کنم که در آن فتنه برای خود، موقعیت و جایگاهی نجوید و در انتقاد و عیبجویی از آن به راهی خداپسندانه گام سپارد.

از رویدادی که به هنگامه فرارسیدن جمادی الاول امسال روی خواهد داد، عبرت آموزید و از خواب گرانی که شما را ربوده است، برای رخداد سهمگین از آن بیدار شوید. بزودی نشانه‎ای روشن از آسمان و نشانه‎ای روشن از زمین پدیدار خواهد گشت.

در شرق عالم رویدادهای اندوهبار و دلهره آور رخ خواهد گشود و آنگاه گروه‎هایی که از اسلام بیرون رفته‎اند، بر عراق سلطه خواهند یافت. بر اثر سیاست ناهنجار آنان، مردم دچار تنگی معیشت و روزی می‎شوند و پس از مدتی بر اثر نابودی استبدادگری بدکار، رنج‎ها و دردها برطرف خواهد شد و آنگاه پرواپیشگان درست اندیش و شایسته کردار، از نابودی او شادمان خواهند شد.

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.
مردمی که از نقاط مختلف کره زمین به زیارت خانه خدا می‎روند، هرچه بخواهند در دسترس آنان قرار خواهد گرفت و ما در آسان ساختن سفر حج آنان مطابق دلخواهشان نقش و موقعیت ویژه‎ای خواهیم داشت که در پرتو نظم و تدبیر و انسجام، آشکار می‎گردد.

از این رو هر یک از شما باید با همه وجود و امکانات به کارهایی بپردازید که او را به دوستی ما نزدیک می‎سازد و از کارهایی که ناخوشایند و موجب خشم و ناراحتی ما می‎گردد، به شدت دوری جویید، چرا که فرمان مرگ بطور ناگهانی فرا می‎رسد، در شرایطی که بازگشت و توبه سودی نبخشیده و پشیمانی از گناه و زشتکاری، او را از کیفر عادلانه ما، رهایی نخواهد داد.

خداوند، راه رشد و رستگاری را به شماها الهام بخشد و وسایل پیروزی به مهر و لطف خویش، برایتان فراهم آورد هان ای برادر پر مهر و پر اخلاق و با صفای در محبت! و ای یار و یاور با وفای ما!

این نامه ما بسوی توست، خداوند به چشم بیداریش که هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، تو را حفظ کند، این نامه را نگهدار و آنچه را برایت نگاشته‎ایم به کسی نشان مده و هیچ کسی را از محتوای آن آگاه مساز و آنچه در این نامه است تنها به افراد مورد اعتماد خویش بازگو و به خواست خداوند پیروان ما را به عملکرد بر طبق محتوای آن، سفارش کن و درود خدا بر محمد و خاندان پاک و پاکیزه‎اش باد!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

نامه ی امام همیشه حاضر  به شیخ مفید

نامه اول:

نامه‌ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما، ابوعبدالله محمد بن نعمان - شیخ مفید - که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.

سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته‌ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوص هستی.

ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم، و از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می‌کنیم که بر سید و مولای حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) و خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی‌نهایت خویش را نازل فرماید.

از آنجا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی، خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم.

شما مکلف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان ما برسانی، خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان مرحمت فرماید و مهمات آنان را کفایت کرده، در پناه لطف خویش محفوظشان دارد.

با یاری خداوند متعال در مقابل دشمنان ما که از دین خداوند روی برگردانده‌اند بر اساس تذکرات، استقامت کن و با خواست الهی دستورات ما را به آنان که از تو می‌پذیرند و گفتار ما موجب آرامش آنها می‌باشد، ابلاغ کن. با این که بر اساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح واقعی آنها ما و شیعیان‌مان تا زمانی که حکومت در اختیار ستمگران است در نقطه‌ای دور و پنهان از دیده‌ها بسر می‌بریم، ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می‌گذرد کاملاً مطلع هستیم و هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می‌کردند ولی اکثر شما مرتکب شدید باخبریم.

اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.
از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

پس، از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و به خاندان رسالت مدد رسانید.

در برابر فتنه‌هایی که پیش می‌آید و البته عده‌ای در این آزمایش و برخورد با فتنه‌ها هلاک می‌شوند، مقاومت کنید و البته همه اینها از نشانه‌های حرکت و قیام ما هست. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی‌رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد.

تقیه را از دست ندهید... من ولی خدا هستم، سعادت پویندگان راه حق را تضمین می‌کنم.

پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجب نارضایتی ما را فراهم نماید بترسید و دوری کنید.

امر قیام ما با اجازه خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده‌ای ندارد و سودی نبخشد.

عدم التزام به دستورات ما، موجب می‌شود که بدون توبه از دنیا بروند و دیگر ندامت و پشیمانی نفعی نخواهد داشت.

ای شیخ مفید! خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمت بی‌پایانش نصیب ما فرماید.(۱)



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نامه ی امام همیشه حاضر به شیخ مفید


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢ | ۸:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

چمران؛ عمار انقلاب

"ملت ما به رهبری مرجع عالی‌قدر حضرت امام خمینی قیام کرد، سال‌ها مبارزه کرد، ده‌ها هزار کشته داد تا بالاخره طاغوت را به زیر کشید و دست قدرت‌های خارجی را قطع نمود ... اما استعمارگران به هیچ وجه حاضر نبودند از این کشور زرخیز بگذرند ... توطئه‌ها شروع شد، گنبد قابوس و کردستان و خوزستان را به آتش کشیدند، سنندج، مهاباد و نقده را میدان تاخت و تاز قرار دادند ... چه تهمت‌ها، چه دروغ‌ها، چه شعبده‌بازی‌ها، چه جنایت‌ها و چه خیانت‌ها که از این بی‌وطنان بی‌دین، علیه ایران و اسلام به وقوع پیوست. این نوکران اجنبی، این وطن‌فروشان بی‌مایه، این جانیان کافر و بی‌دین با پول و اسلحه استعمارگران خارجی و به دست‌یاری صهیونیست‌ها، علنا علیه انقلاب مقدس ایران قیام کردند، علنا رهبر انقلاب ایران را زیر طوفان تهمت و ناسزا گرفتند، با کمال بی‌وجدانی و بی‌شرمی مردم بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند و روی سیاست‌بازان کثیف معاویه‌ای را سفید کردند ...

اینان سنگ ستم‌دیدگان و محرومین را به سینه می‌زنند، علیه استثمار و استعمار شعار می‌دهند و خواستار جنگ مسلحانه برای انقلاب می‌شوند، ولی به جای آن که با رهبر انقلاب هم‌آهنگ شوند و قوای خود را علیه ابرقدرت‌ها به کار اندازند و از انقلاب معجزه‌آسای خود دفاع کنند، در عوض تیشه برداشته، ریشه انقلاب خود را می‌زنند ...

مگر ضدانقلاب شاخ و دم دارد؟ خیانت و جنایت چیزی جز این نیست ... و چقدر پررو و بی‌انصاف و مغرض‌اند آن احزابی که دولت را قاتل و دیکتاتور و فاشیست می‌گویند و به ارتش نسبت خیانت و جنایت می‌دهند! و روزنامه‌ها و شب‌نامه‌های خود را از این اراجیف پر می‌کنند! بی‌آبرویی و کینه‌توزی و غرض‌ورزی را بنگرید که خود خیانت و جنایت می‌کنند، آن‌گاه دیگران را به خیانت و جنایت متهم می‌نمایند! ... زهی بی‌شرمی! زهی خیانت!"

شاید با خواندن این جملات قضایای فتنه 88 در ذهن خوانندگان تصویر شود، اما این‌ها بخش کوچکی از دست‌نوشته‌های شهید چمران درباره وقایع کردستان است.

نهال انقلاب اسلامی، به موازات قد کشیدن و رشد روزافزون، گرفتار فتنه‌ها و امتحانات کوچک و بزرگی شده که هر یک در بالیدن این انقلاب شکوه‌مند، سهم به سزایی داشته‌اند. به فاصله 8 روز بعد از پیروزی انقلاب، توطئه‌گران، پادگان مهاباد را محاصره می‌کنند و کم‌کم با تطمیع مردم و کشتار مخالفان، به مناطق دیگری نیز سیطره پیدا می‌کنند و بعد از 7 ماه سکوت و مدارا و مذاکره، حضرت امام خمینی قدس سره بعد از انفجار پاوه، فرمان بازپس‌گیری کردستان را صادر می‌فرمایند و در عرض دو هفته، همه شهرها و راه‌ها و مواضع استراتژیک به دست ارتش فتح می‌شود.

غائله کردستان از فتنه‌های پیچیده اوایل انقلاب است که در آن حزب دموکرات و کومله و ضدانقلاب و سلطنت‌طلب دست به دست هم می‌دهند تا با تجزیه نقاط مرزی ایران و با ایجاد شکاف بین مردم و رهبری کم‌کم انقلاب اسلامی ایران را بی‌تاثیر کنند. همان‌طور که شهید چمران در کتاب کردستان می‌نویسد احزاب چپ با سوءاستفاده از نبودن دولت قدرت‌مند مرکزی و با دستاویز قرار دادن اهداف انقلاب و نیز فقر و مشکلات مردم و ایجاد تعصب‌های قومی و مذهبی و دست آخر به زور اسلحه مردم را به جدایی و تجزیه کردستان راضی می‌کنند که در این مسیر عمل‌کرد منافقانه این گروه‌ها فضا را برای تجزیه فراهم کرد. یکی از نکات حائز اهمیت در این قضیه، نامه سرگشاده حزب دموکرات یک هفته قبل از انفجار پاوه است. شهید چمران در این‌باره می‌نویسد:

"در تاریخ 14/8/58؛ یعنی یک هفته قبل از شروع انفجار پاوه، حزب دموکرات نامه سرگشاده‌ای به حضرت امام خمینی نوشت و در آن به شدت به ارتش حمله کرد:" حضرت آیت الله! با صراحت و مسئولیت تمام اعلام می‌کنیم که کردستان در آستانه فاجعه بزرگی قرار دارد و توطئه‌ گسترده‌ای علیه مردم ستم‌دیده کردستان در شرف تکوین است ... قرائن و شواهد نشان می‌دهد که فاجعه نزدیک است ... ما نمی‌خواهیم این حقیقت تلخ از نظر رهبر عالی‌قدر انقلاب پنهان بماند، اگر نیروهای ضدانقلابی که اکنون دارند از هر طرف به سوی کردستان ارتش گسیل می‌دارند به دستاوردهای انقلابی ما حمله کنند، اگر به روی خلق ما اسلحه بکشند، یقین داشته باشید که خلق ما و زحمت‌کشان کردستان یک‌پارچه و متحد از انقلاب و دستاوردهای آن دفاع خواهند کرد. حضرت آیت الله! شخص آن حضرت به مردم ایران یاد داده‌اید که برای دفاع از حق مسلم خود از هیچ ارتشی نهراسند. مطمئن باشید مردم کردستان این درس رهبر انقلاب را فراموش نکرده‌اند ..." آری درست است که فاجعه‌ای علیه کردستان و علیه مردم ستم‌دیده در شرف تکوین بود، اما نه به دست ارتش، بلکه به دست حزب دموکرات!"

 این مقاله درصدد بررسی این حوادث نیست _که البته بررسی آن نیز خالی از لطف نخواهد بود‌_ نیز نقش بی‌بدیل شهید چمران در شناسایی فتنه و فتنه‌گران، آگاهی‌بخشی و بصیرت‌دهی و نیز ولایت‌مداری این شهید بزرگوار که به حق و انصاف می‌توان به ایشان لقب عمار انقلاب داد، چیزی نیست که در این سطور بگنجد، اما وصف این شهید در کلام رهبر معظم انقلاب خواندنی است: "یک نوارى از مرحوم چمران در مشهد دست ما رسید که این اولین رابطه و واسطه‌ى آشنایى ما با مرحوم چمران بود. دو ساعت سخن‌رانى در این نوار بود که توضیح داده بود صحنه‌ى لبنان را که لبنان چه خبر است. براى ما خیلى جالب بود؛ با بینش روشن، نگاه سیاسىِ کاملاً شفاف و فهم عرصه ... رفت آنجا و تفنگ دستش گرفت. بعد معلوم شد که نگاه سیاسى و فهم سیاسى و آن چراغ مه‌شکنِ دوران فتنه (بصیرت) را هم دارد ... آنجا جنگید؛ بعد که انقلاب پیروز شد، خودش را رساند اینجا."1 " یک لحظه من دکتر چمران را متخطی از خط ولایت فقیه نیافتم. ایشان فرمان امام را، امر امام را، عشق به امام را از همه صبغه‌ها و رنگ‌هایی که در عالم سیاست و خطوط سیاسی وجود دارد مرجح می‌دانست و این خصوصیت دکتر چمران بود." 2

نگاه دکتر چمران به غائله کردستان و مریوان و ... و نیز جنگ تحمیلی، نگاهی بصیرانه است همراه با روشن‌گری و این قوت فکر و اندیشه در کنار قدرت و صلابت جهادی‌ ایشان نیز همراه با روح عارفانه و بلندش و نیز در کنار مدیریت متعهدانه و مخلصانه چگونه قابل جمع است؟!

دکتر چمران را می‌توان همان‌گونه خواند که رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی قدس سره در پیام تسلیت شهادت‌شان، توصیف فرمودند: "هنر آن است که بى‌هیاهوهاى سیاسى و خودنمایی‌هاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند نه هوى‌ و این هنر مردان خداست."

و به راستی او مرد خدا بود و مردان خدا زمین را با همه گستردگی‌اش قفسی تنگ می‌بینند و راه آسمان پی‌می‌گیرند آن‌چنان رفتنی که ماندگاری ابدی را به دنبال دارد.   

۱. بیایانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اساتید بسیجی دانشگاه‌ها 3/4/89

2. بیانات نماینده عالی امام در شورای عالی دفاع(حضرت آیت الله خامنه‌ای)در جلسه علنی مجلس در اول تیر1360

این مطلب در سایت تریبون مستضعفین

نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر

1390ساعت14:44توسط سعید


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عمار


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢ | ۸:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.