ه نام خدای مهربان و خانواده دوست
مادرشوهرم را خیلی دوست می دارم. چرا؟
خوب از دلیل مهم این علاقه که بگذریم، حق پذیری ایشان بسیار برای بنده درس آموز بود و غبطه به ایشان می خورم.
1.
یادم هست که از پارسال که تبلیغات لسانی برای افزایش جمعیت را در خانواده از جاری ها گرفته تا دخترعمو، دختر عمه های همسرم، شروع کردم؛ مادرشوهرم می گفت: ول کن، نگو، چرا سیاست نداری؟؟؟؟

منم به ایشان گفتم: مادرجان برای تبلیغ باید از آبرو، جان و... مایه گذاشت، در اینجا که من نه آبرویم و نه مالم در خطر است، آقا با آن مقامشان از خودشان چقدر خرج کردند و حتی در دیدار عمومی، توبه نمودند، پس وظیفهء ما این تذکر است، و شما نیز باید حمایت کنید، به جاری ها بگویید، به دوستان چون اگر ببینند خانمی مثل شما می گویند اثرات تبلیغات کم می شود(چون در یک تحقیق میدانی متوجه شدیم که تقریبا تمام مادران سن بالا از آوردن فرزند بیشتر از 2عدد، فرزندانشان را منع می کنند) و...

چندباری گذشت و تذکرات من سرجایش بود و گفتن مادرشوهرم که: آخه خرجشو چه جوری بدن؟ باز هم من بودم و مادرشوهر که رزق دست خداست، شما سخت نگیرید و...

حالا مادرشوهرم برای خود مبلغی شده است، از یک طرف دعا برای افزایش نسل شیعه و از طرف دیگر، کارکردن روی دیگران با توجه به شرایط؛ مثلا خانمی که 3فرزند دختر داشت به او گفت: چهرمی را بیاور شاید پسر شود یا نگذارد دیر بشه دیگه حوصله بچه رو نداریدا، بیارید خدا بزرگه و...

2. ما در یک ساختمان که طبقه پایین برای برادرشوهر بزرگم و طبقه بالا برادرشوهر وسطی و طبقه وسط خانواده چهارنفره ما(مادرشوهر، پدرشوهر، همسر و من) زندگی می کنیم.

فرزند یکی از آنها بسیار آرام است و حرف گوش کن و دیگری بازیگوش و پر جنب و جوش و تفاوت سنی1 سال است و بازار مقایسه داغ داغ بود؛ و من می دیدم که جاری(مادر فرزند بازیگوش) چقدر در عذاب است، دیگر کمتر سر می زد و وقتی پیشش می رفتم از مقایسه ها جانش به لبش رسیده بود در پیش او از محبت های مادرشوهرم که در خفا به فرزندش کرده بود می گفتم تا کمی آرام شود. نشستم و طی بیان مباحث تربیتی و مضرات برای مادرشوهرم، منبر رفتم؛ 

عکس العمل ابتدایی ایشان این بود: رفتار من خوب است. 

همان روز تغییر رفتار واضحی دیدم، بعد از گذشت یک سال دیگر نه مقایسه ای می کنند و نه زیادی به یکی از آنها محبت می کنند و وضعیت حسنه ای بین آنها برجاست.
3. در راه مشهد بودیم که در بین راه برای نماز صبح پیاده شدیم، پدرشوهرم که سید جلیل القدر روحانی است با صورتی نورانی و محاسنی سفید؛ رفتند نماز بخوانند و همسرم می گفت: ایشان وقتی دیدند یک شیخ جوان اقامه بسته سریع پشت ایشان رفتند و نماز را به امام جماعتی شیخ جوان خواندند...این درس بزرگی به من بود که چقدر تواضع زیباست.

4. چندروزی بود به فکر این افتاده بودم که ماهانه هزارتومن از اعضای چهارنفره خودمان بگیرم برای کارهای فرهنگی، همسرم می گفت: قطعا بابا پول نمی ده اصرار نکن. رفتم و گفتم: دیدید که چقدر بدحجابی ناراحتتون می کنه و مصداق های دیگر، بیاید با هم ماهانه یک مقدار پول برای کار فرهنگی کنار بگذاریم. ابتدا ایشان فرمودند: خودم کار فرهنگیم، منبر می رم و ...، گفتم: بابا اونجا از جانتون می گذرید، اینجا از مالتون.

ایشان پول را دادند. ماه بعد شد و با خودم گفتم: یادآوری کنم یا نه؟؟؟ در این فکرها بودم که پدرشوهرم 5 برابر پول توافقی را داد و گفت اینم برای این ماه.

5. همسرم خونه ای که پدرشوهرم حدود30 سال اونجا زندگی کرده را دارد تعمیر می کند؛ سروصدای خونه سازی زیاد است و یکی از همسایه ها آمد و همسرم از او بایت سروصدا عذرخواهی کرد و ایشان گفتن: پدر شما به گردنم حق داره، وقتی دخترم فوت شد، اولین کسی که اومد حتی قبل از پدر و برادرم، پدر شما بود و وقتی خواست بره، 1مقدار پول گذاشت، گفت ممکنه نیاز بشه، هزچی گفتم نمی خواد، قبول نکرد؛ ماجرا برای حدود 20 سال پیش بود و حتی مادرشوهرم از این واقعه خبر نداشت.
***********************************
خداوندا! شکرت را باید بسیار بگویم که چنین مادر شوهر و پدرشوهری دارم.

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٠ | ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

 

نه عجب مولایم...من هنوز هستم...

من هنوز هستم با ادعای شیعه بودن تو....

من هنوز هستم با یاد آن فرموده ی شما در ارتباط با خلخال زن یهودی و
مرگ مسلمان...
نه هنوز هستم و 1400 سال از زمان شما گذشته و

در این روزگار، مسلمانان یزیدی، زنان مسلمان اسیر را به مبادله گذاشته اند...

مولایم من هنوز هستم و جز اندکی لعن به تکفیری های جاهل، معاند و ...کاری نکردم...

نه اشکی جاری شد، نه غذایم کمتر شد و نه حتی خوابم از چشمانم ربوده...
مولایم، نمی دانم چرا؟
اما ترس تمام وجودم را گرفته ...

می ترسم در زمان پسر موعودتان، مهدی صاحب الزمان، مانند سیلمان صرد خزاعی و گروه توابین شوم...

می ترسم عمل صالح را که کاری است به جا و شایسته را با توجیه المسائل خود کنار نهاده و بعد به گروه توابین بپیوندم...

می ترسم مانند پسر مالک شوم...اطلاعی از او در جریان کربلا ندارم اما زمانیکه برای همراهی مختار منتظر دستور امام سجاد ماند، بسیار غمگین شدم..مگر کوفیان ندیده اند،  که امام حسین علیه السلام با تمام وجود به میدان آمد...
این چه حرف هایی است...
من نیز، امتحان خود را پس داده ام...
از من چه انتظاری است، وقتی با شنیدن مبادله زنان مسلمان رفتارم تغییر نمی کند...
من و در این زمان...
مولایم صاحب الزمان، از بی امامی به درماندگی رسیده ایم...

امامم از بی تو بودن سوالاتمان بی جواب مانده، گره مشت هایمان باز شده است و بی غیرتی و توجیه، زمانه را پر کرده...

امامم، من بدبختم، من بی چاره ام که در زمان غیبتت از حضورت نیز بی بهره ام...
نه عجب که گناهانم حائل است...
اما چه کنم، ظرف وجودیم را کوچک می پندارم...
اما خدای مهربانم...

می ترسم که به خاطر کاهلیم...من را در جهنم در کنار تکفیری ها بگذاری...

خدای رحیمم، چگونه در کنارشان باشم و بگویم من شما را لعن کرده ام اما اکنون در کنارتان هستم...

اگر به عدالتت بود که این مکان از جهنم جای بسیار خوبی برای من کاهل و دور از امام است اما چه کنم به رحمانیتت می نگرم و 

به

به 


حسین گفتنمممممممممممممممم.............................

مولایم شرمنده ام که مانع ظهورت هستم....شرمنده ام....

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٥ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

چندروزی است که دغدغه ای، رهایم نمی کرد؛ گفتم بنویسم شاید راحتم بگذارد...
دوستی از ورزش قهرمانی زنان گفت و وظیفه زنان مذهبی دانست که این عرصه را نیز در دستانشان بگیرند...
بنده هیچ مخالفتی با ورزش قهرمانی زنان ندارم زیرا مقام معظم رهبری که مرجع تقلید هستند در دیدار با ورزشکاران المپیک و پاراالمپیک 2012 فرمودند:

حضرت آیت الله خامنه ای حضور ورزشکاران در میدانهای بین المللی با حفظ اخلاق و روحیه جوانمردی و رعایت جوانب شرعی را تبلیغ جهانی ارزشها و صفات برجسته یک ملت خواندند و افزودند: یکی از این موارد، حضور بانوان و دختران ورزشکار با رعایت حجاب شرعی، در میدانهای بین المللی است که اقدامی فوق العاده، و بسیار مهم و با ارزش است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موارد متعدد از قتل، تعرض و تهدید رسمی زنان مسلمان محجبه در اروپا، خاطرنشان کردند: در چنین شرایطی هنگامی که یک زن مسلمان ایرانی و دارای حجاب، بر سکوی قهرمانی می ایستد و همه را وادار به تکریم می کند، کار با عظمتی انجام شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: همه باید قلباً، قدردان زنان ورزشکاری باشند که با حجاب و متانت و وقار در میدانهای بین المللی ورزشی حاضر می شوند.
اما
واقعا وظیفه ی یک زن مذهبی مسلمان چیست؟
وقتی درگیر موضوعاتی از این دست می شوم با یک معیار سعی می کنم نظر دهم و آن معیار:
اگر امام زمان عج بیایند چگونه خواهد شد؟؟؟
حال در ارتباط با حضور زنان در عرصه ورزش قهرمانی(منظور زنانی چون ما):
1. علم پزشکی ثابت کرده است که ورزش قهرمانی احتمال ناباروری را افزایش می دهد(دقت شود  ورزش قهرمانی؛ ورزش همگانی برای باروری توصیه می شود):
خوب 
آیا ارزش دارد زن مسلمان  ارزش حرث لکم بودن خود را کاهش دهد؟
آیا ارزش دارد برای ورزش قهرمانی، از تولید نسل سالم و صالح که پیامبر خدا به آن افتخار می کرد بگذریم؟
منظور از سوالات بالا؛ آوردن فرزند زیاد است در حد4 به بالا

2. در بعضی از این ورزش ها مانند یکی از ورزش های رزمی  نباید جوراب پوشیده شود..

آیا زنی که مرجع تقلیدش   اجازه آن را حرام می داند  باید در این عرصه وارد شود؟

3. در بعضی از این ورزش ها مانند دومیدانی باید پوششی داشت که بسیار چسبناک است

آیا عفاف زن مسلمان ایرانی آن را تاب می آورد؟؟؟
اما به نظر بنده با تحلیل سخنان آقا:
بیشتر تبریکات آقا به زنانی بود که کوهنورد بودند در سال های گذشته(که پوشش کاملی داشتند) یا خانم سمیه حمیدی که با چادر روی سکو رفتند و بازخورد بسیار منفی از همه جهت به آنها وارد شد یا تیراندازانی که حجابشان معقول بود...
و نکته مهم همان حفظ عفت است که آیا می توان با این ورزشقهرمانی در بعضی از رشته ها ان را حفظ کرد؟(تاکید بر بعضی از رشته ها)
به نظر حقیر اگر قرار باشد در زمان حضرت آقا امام خوبی ها  امام زمانمان، ورزش قهرمانی باشد:
رسانه مختص بانوان  تماشاچیان منحصرا زن با تمام پرسنل زن خواهد بود و ورزش هایی که مخاطره از بین بردن زنانگی زنان را نداشته باشد.
این تنها تراوشات ذهنی و برداشت بنده از مطالعاتم در این باب بود و هیچگونه ادعای درستی ندارم.

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٧ | ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

”ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین”قصص5

بازهم تکرار تاریخ و بازهم نبرد بین ظالمان ذلیل با مظلومان مقتدر....

دفتر تاریخ پر است از سیاهی ظالمان در کنار سپیدی مظلومین...

از هابیل گرفته تا یحیی؛ از دل نگرانی های مادر موسی گرفته تا تشویش مریم.... از عدالت خواهی موسی در کاخ فرعون گرفته تا قربانی اسماعیل...

و باز خداوند به پیامبر رحمت للعالمین منت نهاد و مظلومیت خاندان او را به رخ کشید...

زمانیکه دخترش را بین درودیوار نهادند، همسرش را فرق شکافتند؛ پسر ارشدش، جیگر خود را پاره پاره در سینی یافت و حسینش با تمام داراییش در کربلا غوغایی به پا کرد... غوغایی که تمام آزادمردان را مانند حر به خیمه اش کشاند... و گلوی 6ماهه ای که آخرین جواب هل من ناصر ینصرونی ولیش بود....

و اما اینبار باز امت پیامبر خاتم، مورد ظلم واقع شدند...

چون نباید در سرزمین موعود عده ای صهیونیست باشند... زیرا آنان مسبب هستند که صهیونیست ها خانه های مغزشان کوچک است، آنها مقصرند که از خانه هایشان حفاظت می کنند، آنها مقصر هستند که قبله اول مسلمین در آنجاست و آنها مقصر هستند چون آز و حرص امثال نتانیاهو با وجود آنان ارضا نمی شود....

اما وعده ی خدا راستین است و بیداری انسانی در سرتاسر جهان اتفاق افتاده است... مهم نیست از چه نژاد با چه زبانی باشیم زیرا انسان های حرگونه، با فطرت مشترک دریافته اند، کشتار کودکان، ظلم است... بی مادر کردن دخترکان، دور از انسانیت است، بی فرزند گشتن مادر، سخت است و دردناک است پدری بخاطر از بین رفتن تمام زندگیش، اشک بریزد....

درود بر زنان غیور فلسطینی که با آنکه تکه های فرزندشان را می بینند اما باز هم ایستادگی می کنند، درود بر مادرانی که باز هم خانه را با محبت خود گرم می کنند و با پرورش فرزندان آزاده، مقاومت را تقویت می کنند... و یاد کن زنی استوار را که تکه تکه های بدن علی اکبر را می بیند و تاب می آورد، دست قلم شده ی عباس را می نگرد و باز می ایستد، و بر روی تل بدن پاک برادرش را می بیند و باز می گوید: جز زیبایی جز دیگری ندیده است...

و روزی خواهد آمد، که ندایی دل های آزادمردان را شاد و آمال ظالمان را از بین خواهد برد؛ بانگ " انا المهدی " همان بانگی است که وعده ی وراثت زمین به مظلومین را محقق خواهد کرد و ما منتظر منتقم تمام خون های مظلومین تاریخ خواهیم ماند و با انتظار عملی، مسیر ظهور را هموار خواهیم کرد...

اما وعده ی اصلی ما در قیامت...

زمانیکه دادگاه عدل الهی به پاست و رسیدگی به پرونده مظلومین گشوده می شود و

بای ذنب قتلت کودکان کشته شده، مادران خون آلود و پدران شهید گشته ی تک تک فلسطینیان، دامان سیاه و آلوده شما را می گیرد و به قعر جهنم سوق می دهد...

فرزند فلسطینی، خواهر و برادر مسلمانم، شاید نتوانم آوارگیت را درک کنم، شاید نتوانم مرهمی بر زخم ناشی از دست دادن عزیزانت بنهم، اما با تمام امکاناتم در جهت حمایت تو برمی خیزم...توسط دولت اسلامیم، امکانات نظامی را در اختیارت می نهم، همگام با مردم سرزمینم، امکانات مالی و بهداشتی را در اختیارت قرار می دهم و همنوا با رسانه های کشورم، مظلومیتت را به جهانیان مخابره می کنم و با شعار منتج از شعورم، ایستادگیم را تا آخر اثبات می کنم...

اصل اینست هم اکنون، من در کنار دریای خزر، با فردی در کنار کاخ سفید، دیگری در اروپا هر کدام با زبان خاص خود، این مفهوم را فریاد می زنیم:

 

مرگ بر اسرائیل


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٤ | ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیا تاکنون, مباحثه هایتان حالت جدال یافته است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آیا, تاکنون شده است با فردی که دوستش دارید, بحث کنید و پشیمان شوید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آیا می دانید زمانی لازم است حتی اگر حق با شما باشد, نیاز است سکوت پیشه کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آیا شده است در زندگی زناشوییتان، حتی به اندازه ی اندکی بین شما و همسرتان، بین شما مجادله پیش آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اگر جواب به سوالات بالا, بله است که باید حتما ادامه مطلب را بخوانید...

 

و اگر نه, برای مشاوره هایتان مطلوب است، ادامه مطلب را بخوانید.

 

کتاب نبرد بی برنده, تنها کتاب مستقل در زمینه مجادله همسران

 

نویسنده استاد علی اکبر مظاهری، انتشارات خادم الرضا، قطع رقعی 221

 

مزمئن باشید بعد از خواندن حدودا6 ساعته کتاب به علت زبان روان کتاب؛ رفتارتان، کردارتان با گذشته تفاوت خواهد کرد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱٦ | ۸:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

رخشان بنی اعتماد، زنی با کارهای سینمایی متفاوت و با انتخاب بازیگران عالی؛

زنی توانا در صحنه ی سینما؛

با دغدغه های خاص خود؛ از ایدز زنان تا اعتیاد آنان؛ از خشونت علیه زنان تا انتقام گیری آنان...

دکتر شریعتی می گوید:

آنها(زنان) که نه می توانند، شکل قدیم موروثی را تحمل کنند و نه به این شکل تحمیلی تسلیم شوند، چه باید بکنند؟

اینان(زنان( می خواهند خود انتخاب کنند، خود را بسازند، الگو می خواهند، نمونه ی ایده آل برایشان مسئله « چگونه شدن» مطرح است...

حال خانم بنی اعتماد عزیز و فعال در امور زنان، زنان این مرز و بوم از شما که دغدغه یشان را دارید؛ الگو طلب می کنند:

آیا زن ایدزی که درصد بسیار پایینی از زنان ما را تشکیل می دهد، می تواند الگویی برای زنان درخشان ما باشد؟

آیا زنی که تحت خشونت مرد خود است و از گرفتن حق خود ناتوان است، برای زنان تحصیل کرده ی ما الگوی مناسبی است؟

آیا زنی که با خشونت حق خود را می گیرد، برای زنان متفکر ما که گفتمان را بلدند، الگوی خوبی است؟

آیا جدال با مردان، برای زنی که مسلمان است، می تواند راه حلی برنده باشد؟

دکتر شریعتی در جای دیگری از کتاب خود گفته اند:

ما مسلمانیم، زن جامعه ی ما که می خواهد به سرحد استقلال و انتخاب خویش برسد... جامعه ای که وابسته به یک تاریخ، فرهنگ، مذهب است و روح و سرمایه اش را از اسلام گرفته است...

آیا در فیلم هایتان مرز مشخصی بین اسلام و مسلمانان بدعمل، قائل شده اید؟

آیا در فیلم هایتان، تلاش کرده اید، خدشه ای به فرهنگ و سرمایه اش نزنید؟

آیا توانسته اید، بغضتان را نسبت به افراد سیاسی که از منظر نگاهتان، مشکل دارند را به فرهنگ و سرمایه ی اسلامی نسبت ندهید؟

اما باز می گویم، شما خود گفته اید، که اطرافتان همین است که نشان می دهید پس باز هم با بیان خاطره ای از دکتر شریعتی، پیشنهادی به شما می دهم:

ایشان گفته اند:

در آلیانس فرانسه در پاریس درس زبان می خواندم، همکلاسی داشتم از اسپانیا. جوانکی خوش تیپ و خوش خنده و مجلسی .... او به من گفت: از کجایی؟ گفتم. گفت: چه سعادتی. تهران. خوش به حال مردان ایران، در اروپا ما لاید با یک دختر، اول سرحرف را بازکنیم، اگر جواب داد، حرفهای جالبی برایش بزنیم، سرگرم کننده و باهوش باشیم، بعد باهم آشنا شویم، بعد به تئاتری دعوتش کنیم، شب دیگر به شام، بعد گردش،...بعد اگر حرفهایمان گرفت، باهم رفیق می شویم و بعد دعوت به خانه، کم کم صمیمیت ، بعد دوره خصوصیت و احتمالا، در آخر خواب. از صدتاش یکی تا آخر می رسد و بقیه هرکدام در یکی از مراحل از چنگمان می پرد. اما ایران شما، نه، این حرف ها را ندارد، یک چشمک؛

گفتم: شاید کلمه ی ایرانی را با ایتالیائی یا جای دیگری عوضی گرفته، توضیح داد که او عضو یک تروپ هنری بوده، از گروه های سیار رقص و موزیک اسپانیایی.. به ایران آمده و در تهران به محافل هنردوست اشرافی و خیلی متجدد راه یافته و زن ایرانی را تجربه کرده...

 

حال پیشنهاد به خانم بنی اعتماد عزیز؛ کمی افق دیدتان را به سمت زنان دیگر گسترش دهید، زنان هنرمند، زنان نویسنده، زنان دانشمند، زنان ورزشکار و.. که در مملکت ما کم نیستند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۳٠ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

این روزها، جسارت غربی‌ها زیاد شده است؛ نمی‌توان انتظاری بیش از این داشت چون آن‌ها تحت رخوت دیجیتالِ خود، فقط آنچه را که می‌خواهند می‌بینند و قربانی جهل خود از واقعیت و سیاست سکولار جامعه خویش هستند؛

 

در این میان؛« نیورگ تایمز با انتشار تصاویر بدون حجاب زنان ایرانی، بسیج را مجری طرح حجاب اجباری در ایران دانست و ابراز امیدواری کرد روحانی با وعده‌های خویش در مورد آزادی بیشتر زنان عمل کند»؛ جهالت خود را اثبات کرده است؛

 

  • آیا نمی‌دانند، آقای روحانی، بسیاری از رای هایش را مدیون، اسلام‌مداری و قرآن‌مداری خویش است؛ پس بدانید در قرآن آمده:

«َ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛{نور/31} و به زنان مؤمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه ‏هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشکار نکنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به آن ندارند، یا کودکانى که از شرمگاه زنان بى‏ خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده‏اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید»

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛{احزاب/59}اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسرى ‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است»


آیا نمی‌دانند، رئیس جمهور منتخب، لباس پیغمبر را به تن دارد و او پیرو سیره‌ی اهل بیت است و بسیاری از مردم به این علت ایشان را انتخاب کرده‌اند...

  • در روایات در ارتباط با حجاب آمده است:

    ام سلمه  می‌گوید : 
    روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم:«یا رسول الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمی‌بیند»  
    پیامبر فرمود:«آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟»  

    امام رضا علیه السلام  در نامه‌ای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به موی زنان حرام است، چون موجب تحریک و فساد است»

    آیا نمی‌دانند که آقای روحانی، یک انقلابی است و خود را پیرو امام خمینی (ره) می‌داند؛
    امام فرموده است:

    اصل حکم حجاب از ضروریات است و منکر آن حکم منکر ضروری را دارد و منکر ضروری محکوم به کفر است مگر این که معلوم باشد که منکر خدا یا رسول نیست .

    آیا نمی‌دانند، رئیس جمهور دولت یازدهم، خود طلبه است و اشراف بر فتواهای مراجع دارد؛
    طبق استفتا از مراجع با این سوال که،

    آیا حکومت اسلامی حق دارد به عنوان حکم اولیه رعایت حجاب را بر زنان مسلمان اجبار کند؟ آیا علاوه بر حق، در این خصوص وظیفه هم دارد؟ به عنوان حکم ثانویه چطور؟ لطفا نظر خود را تفصیلا درباره اعمال این حق یا وظیفه در مورد زنان غیرمسلمان ساکن در کشور اسلامی با قید حکم اولی و ثانوی نیز بیان فرمائید .

    مراجع نظر خود را بیان کرده اند که به ذکر چند مورد اکتفا می شود:

    پاسخ حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی

    بسم ‌الله الرحمن الرحیم

    با اهداء سلام و تحیت؛

    حکومت اسلامى و مسلمانان نسبت به گناهان پنهانى افراد وظیفه‌اى ندارند، ولى بدون شک نسبت به گناهانى که به طور علنى و آشکار، در سطح جامعه انجام مى‌شود وظیفه نهى از منکر دارند، و الا جایى براى انجام این وظیفه مهم باقى نمى‌ماند. البته با این تفاوت که مردم باید به نهى از منکر زبانى اکتفا کنند، و از هر گونه برخورد فیزیکى اجتناب ورزند، ولى حکومت مى‌تواند وارد این مرحله نیز بشود. و لذا حکومت اسلامی موظف است از گناهان علنی جلوگیری کند .


پاسخ حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام و رحمت الله

بر طبق آیات و اخبار وارده از معصومین سلام الله علیهم، بر زن واجب است که خود را از نامحرم بپوشاند و به نظر اینجانب بنابر احتیاط، پوشش وجه و کفین نیز لازم است و در صورت اصرار زن (چه زن مسلمان و چه غیرمسلمان) بر بدحجابی در جامعه اسلامی، چنانچه از نهی متنبه نشود حاکم شرع جامع‌الشرایط می‌تواند او را تعزیر نماید. در قلمرو جامعه اسلامی همه افراد (چه مسلمان و چه غیرمسلمان) ملزم به رعایت احکام اسلامی بوده و تخلف از آنها جایز نیست .

پس بدانید که حجاب نه ساخته و پرداخته بسیج است و نه آقای روحانی  می تواند این آزادی را برای زنان مجاز شمارد.


و مطمئن باشید که رئیس جمهور منتخب، آزادی زنان را در پوشش آنان که آزادی در هوس است نمی‌داند و خود شما نیز خوب می‌دانید که زنان آزاد در جامعه شما  تا چه حد دچار شبهه‌ی هویتی گشته‌اند...

و بدانید که؛

زن ایرانی، خود، مامای خود است و نه ساخته‌ی سنت جاهلی و نه پرداخته‌ی تقلید، و نمی‌تواند از اسلام بی نیاز و نسبت بدان بی‌تفاوت بماند.

و البته این را خوب می‌دانید، حتی بچه‌های ایرانی می‌دانند که سخنانتان بوی دلسوزی نمی‌دهد و اگر دستی با دستکش مخملی به سویمان دراز کنید، درونش دستی از چدن است...

 

و همه‌ی ما از مسئولین گرفته تا نخبگان، از زن و مرد، از پیر و جوان با پوست و گوشت خود کلام پیر مراد خود را تکرار می‌کنند، که؛


از ما عصبانی باشد و از این عصبانیت بمیرید.

نکته‌ی پایانی آنکه؛

نه آقای روحانی آن است که شما تصور می‌کنید و نه مردم آن هستند که با هر ساز شما برقصند...

و چه خوب می‌شد به گفته‌ی نویسنده‌ی مشهور فرانسوی، اریک امانوئل اشمیت گوش می‌دادید، آنجایی که گفت:

سکوت دوستی است که هرگز خیانت نمی‌کند...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۳٠ | ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

هوالحق

بخش تجلی اراده ملی داوری آثار سینمایی سی و دومین جشنواره فیلم فجر را با شروع برف سنگین زمستانی پایتخت در سالنی پرت در باغ فردوس آغاز کرد سالنی در گوشه حیاط باغ موزه سینما در اوج ترافیک خیابان ولیعصر عجل الله که داوران قریب به 40 پله را باید طی می¬کردند تا به زیر زمین سینما برسند و برای استفاده از سرویس بهداشتی نیز خطر گام برداشتن روی پله های فلزی پر از برف حیاط باغ را برخود هموار سازند البته نماز خانه نیز در گوشه ی دیگر باغ در یک کانتینر قرار داشت و شما خود مفصل بخوانید از این حدیث مجمل.
کل داوران به 50 نفر نمی رسیدند اما پرسشی که مطرح می شود این است که آیا سالن برج میلاد که هر ساله میزبان داوران این بخش بود گنجایش این فرهیختگان را نداشت یا اینکه مدیریت کنونی جشنواره ترجیح می دادند دست سازمان ها از نظارت بر حاشیه پررنگ تر ازمتنِ جشنواره خالی بماند! یا شاید این مقدمه¬ای است بر فرجامی که این بخش را حذف نمایند و هژمونی مدیریت سیاسی انحصار گرا را بر عرصه ی فرهنگ تحمیل سازند.

با این مقدمه  حتما متوجه شده اید که با تغییر مدیریت و آمدن آقای جنتی تمام داوران سازمان های ارزشی به علت دلایل نامعلوم و شاید یکی از دلایل عدم ناراحت شدن بازیگران از حضور مشتی چادری و ریشی باشد... بگذریم.
بنده که خوشحال بودم که از فضای آلوده برج میلاد که پارسال سبب شده بود که چشمانم هرروز به قیافه های ... آنها باز شود، غذایم را با آنها که بدون رعایت هیچ حریمی غذا می خوردند  بخورم و یا... راحت شوم.
هرروز باید از کافه سینما به سینما توگراف برای دیدن فیلم های مایوس کننده می رفتم و صدای موسیقی آنها که غربی بود و اراجیف آزارم می داد؛ به مسئول برگزاری جشنواره گفتم: همین طوری با دیدن این فیلم ها آزار می بینیم اما مجبوریم این فیلم ها را ببینیم  لطف کنید بگید موسیقی رو قطع کنن.
ایشان تذکر دادند و قطع شد.
فردا باز موسیقی بود و باز تذکر 
اما دیگر از پس فردا صدایی شنیده نمی شد.
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
بعد از هربار فیلم  می گفتم: یعنی فقط ما در خوشی هستیم  همه بدبختن  همه مشکل اقتصادی دارن  همه به خودکشی فکر می کنن....
بعد از 9روزی که همسرم مرا دید و حالت روحی که چندروزی با من بود( با تمام سعه صدر قبول کردن تا بنده به این جشنواره بروم )؛ گفتند: حق می دم با دیدن این فیلم ها  افسرده شی.... اینم اثرات رفتم به جشنواره ضد اسلامی است دیگر...

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سی و دومین جشنواره فیلم فجر , کافه سینما


تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢٧ | ٩:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

به نام خالق هنر و زیبایی
هنر خصلتی دارد و آن خصلت تاثیرگذاری بر ناخودآگاه آدمی است که تغییر عادت های انسانی و هنجارهای جامعه را سبب می شود....
یادم هست بزرگی می فرمود: برای فرهنگ سازی باید تدریجا عادت ها را تغییر داد... به عبارتی ذائقه سازی نمود و تقاضا را مطابق عرضه کرد...
آقای ضرغامی بزرگوار؛ می دانم بهتر از بنده ی کوچک می دانید این انقلاب چگونه پا گرفت؛ می دانم که می دانید انقلاب برای احیای ارزش های اسلامی شور گرفت؛ برای آنکه تحلیل حرامی صورت نگیرد و تحریم حلالی به بار نیاید...
می دانم که می دانید درخت نوپای انقلاب توسط چه خون هایی آبیاری گشت... خون جوانان پاک وطن؛ خون دل مادر بسیجیان عاشق؛ خون اشک همسران پاک باخته ی عرصه ی حق....

با صدا و سیما همراه شدیم به واسطه ی هزاردستان، به واسطه ی امام علی و ولایت عشق... مختارنامه دلمان را خوش کرد، چون دیدیم که چگونه انتقام صغری از قاتلین امام عشق گرفته شد... بوعلی سینا و روشن تر از تاریکی ما را مفتخر ساخت به یادآوری بزرگ مردان ایرانی...
چه بارقه های امیدی در دلمان روشن شد که می توان بدون احتیاج به سینمای بدحجاب و بی عفت به سیمایی دل ببندیم که هنوز پایبند به حلال هاست...

اما تدریجا چشم هایمان عادت کرد به تنگ تر شدن مانتوها، غلیظ تر شدن آرایش ها، رنگارنگ شدن عشوه ها و... به این حد داشتیم خو می گرفتیم که فیلم کلاه پهلوی آمد و چشمانمان را به پوشش های بدن نما و تحریک کننده تاریک کرد تا عادت کردیم بدان...
که دیگر با آمدن سریال "سرزمین کهن" فضای جعبه جادویی خانه یمان ظلمانی تر شد... گفتم اندکی صبر؛ شاید محتوای فیلم صورتش را توجیه کند، اما یاد اجماع تمام مراجع بر تحریم نمایان بودن مو سر زنان افتادم و حرمت نگاه به کلاه گیس زنان اگر منجر به مفسده شود...
مگر این ها، مصداق تحلیل حرام نیست؟ کسی پاسخ گوید! مگر نیامده است در قرآن: 
" یا ایها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان ومن یتبع خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشا والمنکر "

آقای ضرغامی، کلاه گیس باشد یا موی طبیعی فرقی نمی کند، خواهش میکنم دیگر چشمان ما را به دیدن این حرام ها در فضای امن خانه عادت ندهید...
آقای کمال تبریزی، به شما قول میدهیم که با داشتن کلاه بفهمیم این زنان بدحجاب هستند یا با شنیدن لهجه های آنان متوجه شویم مسیحی، یهودی یا هندی هستند... نیازی نیست موهایشان را نمایان کنید، ما مردم انقلاب می فهمیم پس نیازی به اشاعه ی فحشا نیست...
چه خوب است که سیما می داند که تنها با رسانه می توان به جنگ رسانه رفت و سپاس گزاریم از دست اندرکاران که در پی ساختن فیلم ها و برنامه هایی هستند که مردم را از سر سفره ی لذیذ و رنگارنگ اما سمی ماهواره به پای سفره ی سیما بکشاند اما باید یادمان باشد که خودمان در پی مهیا کردن غذای سمی برای مردمان ایران زمین نباشید....
قسم یاد می کنم به رضاخان، که دیگر بی غیرت شده ایم نسبت به دیدن بدحجاب ها در اطرافمان؛ در مترو، در خیابان، در دانشگاه، در ادارات و...
دیگر امر به معروف نمی کنیم ... دیگر نهی از منکر نمی کنیم...

آقایان سیما، می دانم که می دانید این چشمان برای آن است که لیاقت یابد ببیند امام زمانش را...
اگر چشمانمان را عادت دهیم به دیدن این پوشش ها و مهر سکوت بر لبانمان بزنیم، پس چه موقع آماده دیدن یار حاضر پنهانمان می شویم...

ما او را غایب کردیم با عادت کردنمان به دیدن حرام ها و خو گرفتن بدان ...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()

امروز چه خجسته روزی است ... روزی است که زمین، کودکی را در خود نهاد که پرظرفیت ترین دلها را داشت و تمام تاریخ را مسخر افکار خود نمود.... مردی که فرازمانی و فرامکانی گشت و انقلاب درونی افراد در طول تاریخ و در مکان های مختلف مدیون آموزه های اوست... 


انسان سازی، از مهم ترین پایه های دین این مرد کامل یود و فتنه ها اعم از دنیاطلبی، شهوترانی، ظلم و تعدی، رذائل اخلاقی نتوانست کوچکترین خللی در نگاه یاران آن شاخص اسلام ایجاد کند...

اوست که مبعوث شد برای اتمام مکارم اخلاقی " بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ".... و خداوند بود که این مولود ربیع را اینگونه یافت " و انک لعلی خلق عظیم ".... 

امت سازی او فقط سیاست نبود بلکه بخش عمده ی آن تربیت یکایک افراد بود: " هو الذی بعث فی امیین رسولا منهم یتلو علیهم آیانه و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه "

تتها او می توانست در فضایی که همه ی ارزش ها، ارزش های جاهلی بود به حق و حقیقت و جهاد در راه خدا دعوت کند و بگردد به دنبال زمینه ی مساعد برای کاشتن بذر عقیده و ایمان و اندیشه در مردم 

نظامی که پیغمبر ساخت، هفت شاخص برجسته داشت:

1. ایمان و معنویت
2. قسط و عدل
3. علم و معرفت...مردم را با آگاهی و معرفت و قدرت تشخیص به نیروی فعال _ نه نیروی منفعل _ بدل می کنند.
4. صفا و اخوت
5. صلاح اخلاقی و رفتاری...یکی از پایه های اصلی؛ تزکیه است
6. اقتدار و عزت...جامه ی اسلامی؛ عزیز و مقتدر و تصمیم گیر است..
7. کار و حرکت و پیشرفت دائمی 

و باید دانست که اسلام، قائم به افراد نیست...پس وحدت از مهم ترین اصول نظام اسلامی است چون دست خدا با جماعت است.

دشمن های نظام اسلامی در صدر اسلام

1. دشمن های کوچک و کم اهمیت...قبائل نیمه وحشی اطراف مدینه
2. سران مکه...اشراف متکبر قدرتمند متنفذ
3. یهودیان... یهودیان از نظر فرهنگی بالا بودند و تسلط فکری بر مدینه داشتند و نحوه ی مبارزه پیغمبر با آنان فرهنگی بود.
4. منافقینی که سازمان یافته نبودند و برخورد پیامبر همراه با ملایمت بود....تا زمانیکه به شکل سازمان یافته مسجد ضرار را علم کردند که پیامبر آن را ویران نمود و سوزاند..

5. دشمنی که در درون هر یک از افراد مسلمان و مومن وجود داشت. خطرناک تر از همه ی دشمن ها همین است... هرکسی که الذین فی قلوبهم مرض است_ یعنی در دل، بیماری دارد_ جزو منافقین نیست، گاهی مومن است اما در دلش مرض هست. این مرض یعنی ضعف های اخلاقی، شخصیتی، هوس رانی و میل به خودخواهی های گوناگون..
از ایمان تهی شدن است که نیاز به جهاد اکبر دارد. 

و بعضی ها قرآن را تکه پاره کردند و حق تعالی آنها را یومن ببعض و نکفر ببعض خطاب کرد...(نگاهی با تامل بینداز به زندگی ات و سبک آن و ببین آیا کاملا منطبق هستی یا مشمول این آیه می شوی)
هرجا که در تاریخ می بینید که جامعه اسلامی منحرف شده از همین دشمن پنچم است.

پس شتر خود را مراقبت کنیم که مبادا، دشمن تنها کشور شیعه در جهان بعد از گذشت حدود 14 قرن باشیم.....


جهاد رسول الله تا زمانی ادامه خواهد داشت که کلمه ی لا اله الا الله همه گیر شود...
و

این علی است که باید ادامه دهد راه آن پیغمبر ختمی مرتبت را 

و چه سخت است نابدید کردن رسوبات جاهلی از اعماق جامعه 

و این راه توانی می خواهد که در آن باید ملاحظه ی غیر خدا و غیر راه حق را نکنی حتی اگر به قیمت بین درودیوار ماندن همسرت و سقط جنین 6ماهه اش منجر شود؛ حتی اگر دست هایت راببند و به مسجد روانه ات سازند؛ حتی اگر نیاز باشد، سکوتی میکنی 25 ساله...
 
 
با برداشت از کتاب انسان 250 ساله امام خامنه ای
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٩ | ٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مدعی عاشق ولایت | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.